سرمایه: عبدالمحمد کاظمی پور در کتاب خود نسل جوان ایرانی را نسل ایکس نام نهاده است. وی که قصد دارد با یک بررسی جامعه شناختی درباره آنها به شناختی از این بخش مهم جمعیت ایران دست یابد، به پیمایش ارزش ها و نگرش جوانان ایران در مسائل مختلف پرداخته است.
با هم نگاهی داریم به یافته های کاظمی پور در «نسل ایکس» درباره وضعیت امروز جوانان ایرانی. نویسنده براین باور است که میزان رضایت جوانان ایرانی از زندگی شان، در مقایسه با کشورهای دیگر مورد مقایسه، در رده ای متوسط جای دارد اما طی نزدیک به یک دهه اخیر این میزان رو به کاهش گذاشته است.
همچنین میزان رضایت ابراز شده توسط جوانان در هر یک از شش کشور مورد مطالعه با میزان احساس آزادی آنها نشان می دهد که در همه این کشورها این دو با یکدیگر نسبتی مستقیم دارند البته در این رابطه باید به این نکته ظریف ولی کلیدی توجه کرد و آن اینکه «احساس آزادی» لزوماً با «میزان عملی آزادی» یکی نیست. درک چنین تفاوتی از نظر کاظمی پور از این جهت مهم است که ممکن است در دوره خاصی جوانان در عمل از آزادی های بیشتری برخوردار باشند، ولی اگر آنها هر لحظه نگران از دست رفتن این آزادی ها باشند، احساس آزادی چندانی نمی کنند چراکه احساس آزادی در بطن خود حاصل دو چیز است؛ وجود آزادی به طور عملی و حضور اطمینان نسبت به استمرار آن.
کاظمی پور می گوید در ایران شبکه اجتماعی جوانان عمدتاً متشکل از اعضای خانواده جوانان است و جایگاه دوستان در چنین شبکه هایی بسیار محدود است. از سوی دیگر جوانان مسائل شخصی و نگرانی های خود را عمدتاً با دوستان و نه اعضای خانواده بلافصل خود در میان می گذارند و این ترکیب به معنای آن است که شبکه روابط اجتماعی جوانان امکان تخلیه فشارهای روحی آنها را فراهم نمی کند و ادامه این ترکیب ناهماهنگ می تواند موجب تجمع فشارهای روحی شود و در حالات بحرانی به گریز از خانواده یا به شکل بیرونی و از طریق ترک خانواده یا به شکل درونی به صورت قطع ارتباط عاطفی با اعضای خانواده بینجامد. این مطلب نشانگر این است که باید با برنامه ریزی ویژه درصدد بود محیط بهتری را در خانواده و بستر مناسبی برای حضور فعال در جامعه را برای جوانان طراحی کرد.
شدت گسترش دغدغه های اقتصادی و مالی در میان جوانان ایرانی از همه کشورهای دیگر مورد مقایسه بیشتر است. آمار نشان می دهد از حدود پنج درصد در سال 1353 که مشکل کشور را مشکل اقتصادی می دانند، در سال 1379 به 30 درصد و در سال 1382 به نزدیک 75 درصد می رسد.
کاظمی پور افزایش بیش از 40 درصدی این تعداد در فاصله تنها سه سال آخر را کاملاً هشداردهنده می داند و خاطر نشان می کند درصد بسیار بالای کسانی که مشکلات اقتصادی را مشکلی جدی برای کشور عنوان کرده اند، نشان از آن دارد که این افراد در زندگی آینده خود هراس قابل توجهی نسبت به مشکلات مالی دارند به خصوص با توجه به اینکه کم وبیش تمامی جوانان مشکل بیکاری را عمده ترین مسائل خود می دانند.
بررسی اخلاقیات در آینه آمار نیز نشان دهنده این است که میزان رواج و گستردگی تعدادی از خصوصیات مثبت اخلاقی و فرهنگی نظیر انصاف، گذشت، صداقت و راستگویی، کمک به دیگران و امانتداری به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. در سال 1379 حدود 16 درصد جوانان اعتقاد داشته اند انصاف در میان شهروندان به میزان بسیار رایج است که این میزان در سال 1382 به نصف یعنی به حدود هشت درصد کاهش یافته است. صداقت از 17 به هفت درصد، گذشت، امانتداری و پای بندی به قول به ترتیب از 20 به 11 درصد، از 25 به 18 درصد و از 21 به 12 درصد تنزل پیدا کرده است. در این میان کاهشی نیز در زمینه «کمک به دیگران» از 31 به 27 درصد اتفاق افتاده است که نشانگر کاهش شاخص ها در فاصله سه سال بوده و بسیار هشداردهنده است.
کاهش اعتماد جوانان در سه فصل دیگری مورد مطالعه قرار گرفته است که در آن مشاهده می کنیم اعتماد جوانان در سال های 79 تا 82 به نهادهای دولتی و همچنین گروه ها و افرادی مانند معلمان، اساتید دانشگاه، ورزشکاران، پزشکان و کارگران روندی نزولی را طی کرده است.
در زمینه مسائل مربوط به هویت، احساس تعلق جوانان ایرانی نسبت به هویت ملی از کشورهای مورد مقایسه
(آمریکا، کانادا، انگلستان، ترکیه و مصر) بیشتر است. این احساس تعلق بنابر پژوهش انجام شده در سال های اخیر افزایش یافته است. کاظمی پور وضعیت زنان را در جامعه امروز «ویژه» ارزیابی می کند؛ وضعیتی که مستلزم شناخت دقیق از طریق مطالعات سیستماتیک و عمیق و نیز سیاستگذاری متناسب با یافته های این گونه مطالعات است.نویسنده با بررسی پیامدهای اجتماعی ناشی از نسبت جنسی بالای جمعیت در سن ازدواج (تعداد بیشتر زنان در مقایسه با مردان واقع در این گروه سنی) به این مطلب اشاره دارد که عدم تعادل جمعیتی امکان دنبال کردن مسیر سنتی زندگی شامل تحصیلات، تشکیل خانواده در سن جوانی و اشتغال را برای زنان دشوار کرده است البته در مقابل به همین میزان مسیرها و گزینه های دیگر مجال بروز می یابند که مشخصات عمده آنها افزایش میزان استقلال زنان و امکان رویگردانی آنها از سبک های متعارف زندگی و روابط اجتماعی است.
پنج احتمال عمده در این زمینه از دیدگاه کاظمی پور عبارتند از شیوع بیشتر تعدد زوجات، افزایش فراوانی ازدواج های غیرمتعارف، گسترش میزان ارتباط های غیرمتعارف، حرکت زنان در جهت استقلال فردی و اقتصادی بیشتر و سرانجام رشد حضور زنان در اجتماع و بازار کار.
در زمینه عدالت جنسیتی هم کشورهای آمریکا، کانادا و انگلستان در یک گروه و سه کشور ایران، ترکیه و مصر در گروه دیگر قرار دارند که جوانان کشورهای گروه اول دارای نوعی دیدگاه مسلط مبتنی بر برابری جنسیتی هستند و جوانان در گروه کشورهای دوم بیشتر از یک دیدگاه مبتنی بر نابرابری جنسیتی برخوردارند.
آمار بیانگر این است که در مقایسه با ترکیه و مصر تفاوت بیشتر میان نظرات زنان و مردان جوانان ایرانی نشان می دهد که پتانسیل رشد و شکل گیری نگاه مساوات طلبانه جنسیتی در میان جوانان ایرانی وجود دارد.
«نسل ایکس، بررسی جامعه شناختی نسل جوان ایرانی» نوشته «عبدالمحمد کاظمی پور» را نشر نی در 130 صفحه
با قیمت 2000 تومان رهسپار بازار کتاب کرده است؛ کتابی که با بررسی آماری دقیق مسائل جوانان و دغدغه های اقتصادی و اجتماعی آنها بر لزوم توجه سیاستگذاران اجتماعی به این قشر مهم جامعه کنونی ایران و خواسته های آنها تاکید و از این سیاستگذاران برنامه ریزی طلب می کند.
همچنین میزان رضایت ابراز شده توسط جوانان در هر یک از شش کشور مورد مطالعه با میزان احساس آزادی آنها نشان می دهد که در همه این کشورها این دو با یکدیگر نسبتی مستقیم دارند البته در این رابطه باید به این نکته ظریف ولی کلیدی توجه کرد و آن اینکه «احساس آزادی» لزوماً با «میزان عملی آزادی» یکی نیست. درک چنین تفاوتی از نظر کاظمی پور از این جهت مهم است که ممکن است در دوره خاصی جوانان در عمل از آزادی های بیشتری برخوردار باشند، ولی اگر آنها هر لحظه نگران از دست رفتن این آزادی ها باشند، احساس آزادی چندانی نمی کنند چراکه احساس آزادی در بطن خود حاصل دو چیز است؛ وجود آزادی به طور عملی و حضور اطمینان نسبت به استمرار آن.
کاظمی پور می گوید در ایران شبکه اجتماعی جوانان عمدتاً متشکل از اعضای خانواده جوانان است و جایگاه دوستان در چنین شبکه هایی بسیار محدود است. از سوی دیگر جوانان مسائل شخصی و نگرانی های خود را عمدتاً با دوستان و نه اعضای خانواده بلافصل خود در میان می گذارند و این ترکیب به معنای آن است که شبکه روابط اجتماعی جوانان امکان تخلیه فشارهای روحی آنها را فراهم نمی کند و ادامه این ترکیب ناهماهنگ می تواند موجب تجمع فشارهای روحی شود و در حالات بحرانی به گریز از خانواده یا به شکل بیرونی و از طریق ترک خانواده یا به شکل درونی به صورت قطع ارتباط عاطفی با اعضای خانواده بینجامد. این مطلب نشانگر این است که باید با برنامه ریزی ویژه درصدد بود محیط بهتری را در خانواده و بستر مناسبی برای حضور فعال در جامعه را برای جوانان طراحی کرد.
شدت گسترش دغدغه های اقتصادی و مالی در میان جوانان ایرانی از همه کشورهای دیگر مورد مقایسه بیشتر است. آمار نشان می دهد از حدود پنج درصد در سال 1353 که مشکل کشور را مشکل اقتصادی می دانند، در سال 1379 به 30 درصد و در سال 1382 به نزدیک 75 درصد می رسد.
کاظمی پور افزایش بیش از 40 درصدی این تعداد در فاصله تنها سه سال آخر را کاملاً هشداردهنده می داند و خاطر نشان می کند درصد بسیار بالای کسانی که مشکلات اقتصادی را مشکلی جدی برای کشور عنوان کرده اند، نشان از آن دارد که این افراد در زندگی آینده خود هراس قابل توجهی نسبت به مشکلات مالی دارند به خصوص با توجه به اینکه کم وبیش تمامی جوانان مشکل بیکاری را عمده ترین مسائل خود می دانند.
بررسی اخلاقیات در آینه آمار نیز نشان دهنده این است که میزان رواج و گستردگی تعدادی از خصوصیات مثبت اخلاقی و فرهنگی نظیر انصاف، گذشت، صداقت و راستگویی، کمک به دیگران و امانتداری به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. در سال 1379 حدود 16 درصد جوانان اعتقاد داشته اند انصاف در میان شهروندان به میزان بسیار رایج است که این میزان در سال 1382 به نصف یعنی به حدود هشت درصد کاهش یافته است. صداقت از 17 به هفت درصد، گذشت، امانتداری و پای بندی به قول به ترتیب از 20 به 11 درصد، از 25 به 18 درصد و از 21 به 12 درصد تنزل پیدا کرده است. در این میان کاهشی نیز در زمینه «کمک به دیگران» از 31 به 27 درصد اتفاق افتاده است که نشانگر کاهش شاخص ها در فاصله سه سال بوده و بسیار هشداردهنده است.
کاهش اعتماد جوانان در سه فصل دیگری مورد مطالعه قرار گرفته است که در آن مشاهده می کنیم اعتماد جوانان در سال های 79 تا 82 به نهادهای دولتی و همچنین گروه ها و افرادی مانند معلمان، اساتید دانشگاه، ورزشکاران، پزشکان و کارگران روندی نزولی را طی کرده است.
در زمینه مسائل مربوط به هویت، احساس تعلق جوانان ایرانی نسبت به هویت ملی از کشورهای مورد مقایسه
(آمریکا، کانادا، انگلستان، ترکیه و مصر) بیشتر است. این احساس تعلق بنابر پژوهش انجام شده در سال های اخیر افزایش یافته است. کاظمی پور وضعیت زنان را در جامعه امروز «ویژه» ارزیابی می کند؛ وضعیتی که مستلزم شناخت دقیق از طریق مطالعات سیستماتیک و عمیق و نیز سیاستگذاری متناسب با یافته های این گونه مطالعات است.نویسنده با بررسی پیامدهای اجتماعی ناشی از نسبت جنسی بالای جمعیت در سن ازدواج (تعداد بیشتر زنان در مقایسه با مردان واقع در این گروه سنی) به این مطلب اشاره دارد که عدم تعادل جمعیتی امکان دنبال کردن مسیر سنتی زندگی شامل تحصیلات، تشکیل خانواده در سن جوانی و اشتغال را برای زنان دشوار کرده است البته در مقابل به همین میزان مسیرها و گزینه های دیگر مجال بروز می یابند که مشخصات عمده آنها افزایش میزان استقلال زنان و امکان رویگردانی آنها از سبک های متعارف زندگی و روابط اجتماعی است.
پنج احتمال عمده در این زمینه از دیدگاه کاظمی پور عبارتند از شیوع بیشتر تعدد زوجات، افزایش فراوانی ازدواج های غیرمتعارف، گسترش میزان ارتباط های غیرمتعارف، حرکت زنان در جهت استقلال فردی و اقتصادی بیشتر و سرانجام رشد حضور زنان در اجتماع و بازار کار.
در زمینه عدالت جنسیتی هم کشورهای آمریکا، کانادا و انگلستان در یک گروه و سه کشور ایران، ترکیه و مصر در گروه دیگر قرار دارند که جوانان کشورهای گروه اول دارای نوعی دیدگاه مسلط مبتنی بر برابری جنسیتی هستند و جوانان در گروه کشورهای دوم بیشتر از یک دیدگاه مبتنی بر نابرابری جنسیتی برخوردارند.
آمار بیانگر این است که در مقایسه با ترکیه و مصر تفاوت بیشتر میان نظرات زنان و مردان جوانان ایرانی نشان می دهد که پتانسیل رشد و شکل گیری نگاه مساوات طلبانه جنسیتی در میان جوانان ایرانی وجود دارد.
«نسل ایکس، بررسی جامعه شناختی نسل جوان ایرانی» نوشته «عبدالمحمد کاظمی پور» را نشر نی در 130 صفحه
با قیمت 2000 تومان رهسپار بازار کتاب کرده است؛ کتابی که با بررسی آماری دقیق مسائل جوانان و دغدغه های اقتصادی و اجتماعی آنها بر لزوم توجه سیاستگذاران اجتماعی به این قشر مهم جامعه کنونی ایران و خواسته های آنها تاکید و از این سیاستگذاران برنامه ریزی طلب می کند.
جستجو
عکس خبری

پر بیننده ترین اخبار
جای خالی دستورالعمل ویژه برای منابع قرض الحسنه
در سال 85 نسبت به سال 55 رخ داد
بدون یارانه هدفمند سه سال دیگر فلج می شویم
نسبت به درآمد سالانه خانوار
رئیس جمهوری :
