اتوماسیون اداری و مالی پیوست
شماره 1032 ، چهارشنبه،20 خرداد ، 1388
 
 
دکتر قطب الدین صادقی، کارگردان تئاتر:
سرمایه،سپیده شمس: دکتر قطب الدین صادقی کارگردان تئاتری است که سال ها در حوزه تئاتر ملی، نمایش های ماندگاری را نگاشته و بر صحنه برده است. نمایشنامه های او حکایت آیین ها و اسطوره های ایرانی است، قصه تاریخ سر به مهر ایرانیان، اندوه ها و شادی ها و بزم ها و رزم های آنان است.با او در یکی از همین روزهای بهار از تئاتر در این چند سال گفتیم و او با آن بیان زنده و چیدمان صریح کلماتش از فرهنگ و هنر گفت و دغدغه همیشگی اش تئاتر ملی و سیاست و این روزها و روزهای پس از آن.

البته این مصاحبه بسیار مفصل و کامل بود. اما با توجه به ممنوعیات نوشتن مطلب بر علیه کاندیداهای انتخابات بخش انتقادی آن حذف شد و در نوبت دیگری منتشر خواهد شد.
از فرهنگ شروع کنیم در این چهار سالی که گذشت اوضاع فرهنگ و هنر را چطور دیدید؟
اوضاع فرهنگ در این چند سال چندان خوشبینانه نبود، تقریباً می توانم بگویم دوره نامطلوبی را پشت سر گذاشتیم. این روزها در هر کشوری که وارد می شوید اولین ساختار و نهاد و تماشاخانه معتبر مربوط به تئاتر ملی آن کشور است اما ما هنوز در ایران چیزی به نام تئاتر ملی نداریم. با این همه ادعا می کنیم که روی پای خودمان ایستاده ایم و اعتماد به نفس ملی و فرهنگی داریم اما بازتاب این اعتماد به نفس در هنر ما کجاست؟
در سینما هم همین طور. اغلب فیلم های ایرانی پر از شوخی های سطح پایین است. در سینمای ما از آثار تاریخی و دل مشغولی های روز اجتماعی ما و آثاری که روح ملی در آن باشد خبری نیست. آثاری که در جهت توسعه فرهنگ باشد، فضاسازی کند و آزادی اندیشه را دامنه دار کند بسیار کم است.
شما بیشتر در فضاهای ملی و آیینی، سنتی کار می کنید. هفت اثر توفیقی شما در همین فضا بود؟
بله، دو تا از کارهای توفیقی من ترجمه بود و باقی تالیف. بیشتر کارهایم در چارچوب فرهنگ ملی ایران، تاریخ، آیین ها و اسطوره های ایرانی است. در نمایشنامه هایم بیشتر به شخصیت های ملی که در آثار کلاسیک ایرانی ماندگار شد ه اند، می پردازم. مثل نمایشنامه مویه جم یا هفت خوان رستم که برگرفته از شاهنامه است یا «افشین و بودلف هر دو مرده اند» که برداشتی نمایشی از تاریخ بیهقی است و همین طور «دخمه شیرین» که از منظومه تغزلی نظامی الهام گرفته است و «سحوری» که براساس مثنوی مولانا نگاشته شد.
تئاتر ملی یکی از دغدغه های تئاتر ایران است. شما به عنوان یکی از کارگردانان تئاتر ملی، چه پیشنهادی برای شکل گیری اینگونه نمایش ها برای مسوولان و رئیس جمهوری که نیامده دارید؟
به نظر من شورایی از کارگردان های آگاه به فرهنگ و تاریخ این ملت باید گردهم بیایند و روی تئاتر ملی متمرکز شوند. ما در حوزه تئاتر ملی، تک و توک ابتکارات فردی داریم که چون مشوق ندارد و کسی نیست ساماندهی اش کند دیر یا زود رو به افول خواهد گذاشت. در حال حاضر نگرش به تئاتر آماتوری است. نگرش مناسبتی و اتفاقی است. من فکر می کنم هر رئیس جمهوری که بیاید باید سعی داشته باشد تئاتر را به شکل حرفه ای اش پیش ببرد، روح شورایی را دوباره در کار نمایش وارد کند که ازاین پس یک شورا روی نمایش ها تصمیم گیری کنند نه یک نفر، و برای تئاتر ملی یک تماشاخانه بزرگ در نظر بگیرند.
به تازگی یک نمایش براساس روحوضی نوشتم. نزدیک به سه هفته است که منتظریم یکی از اتاق های اداره تئاتر خالی شود و به ما جای تمرین بدهند. حتی یک اتاق 4 در3 در دسترس نیست که گروه در آنجا جمع شود. آ ن وقت با این اوضاع چطور می شود از تئاتر ملی سخن گفت؟
در چند سال گذشته شعار «تئاتر برای همه» سرلوحه جشنواره های تئاتر ما شد. این شعار تا چه حد در حوزه تئاتر عملی شد و توانست مردم را با تئاتر آشتی دهد؟
حرف تا عمل همیشه فاصله بسیار دارد. تئاتر برای همه یعنی چه؟ یعنی تئاتر برای همه اقشار مردم یا در همه مکان هایی که مردم حضور دارند؟ این اتفاق ها نیفتاد که هیچ، تئاتر در این چهار سال یک ذره هم توسعه پیدا نکرد حتی یک تماشاخانه ساخته نشد. اخیراً بعد از 15- 10 سال تماشاخانه باغ ایرانشهر افتتاح شد که هنوز هم خالی است. در شهرستان ها بزرگ ترین مشکل این بود که یک ریال پول برای تولید نمایش نداشتند.
دستمزدها به قدری پایین است (به خصوص در شهرستان ) که واقعاً کسی رغبت نمی کند تئاتر کار کند. در تهران هم اوضاع همین است. یکی از همکاران ما برای دو ماه تمرین و یک ماه اجرای نمایشی تنها سه میلیون تومان بودجه دریافت کرد آن هم با هشت ماه تاخیر، در حالی که همان شخص برای بازیگری در یک فیلم تلویزیونی در مدت یک هفته هشت میلیون دستمزد گرفت. اینها قیاس مع الفارق است،
به عبارت دیگر امنیت شغلی در تئاتر بسیار کم است و هیچ چیز مثل این آزاردهنده نیست.
با این اوصاف پیشنهاد شما به رئیس جمهور آینده برای بهبود وضعیت تئاتر ایران چیست؟
شایسته سالاری قبل از همه چیز مهم ترین رکنی که ما در این سال ها کمتر داشته ایم و دوم اینکه آزادی خلاقیت و اندیشه در تئاتر پا بگیرد. چیزی که من آن را فضاسازی می خوانم. باید فضای اندیشه و خلاقیت گسترده شود. روح مدارا و تساهل و ظرفیت های گفت و شنود بالا برود. گفت وگومندی یا دیالوگ یعنی گوش سپردن به عقاید مغایر با عقیده من، یک اثر هنری باید امکان بحث و جدل فراهم آورد و فضای اجتماعی را وسعت ببخشد.
هر قدر ما بتوانیم جامعه مان را یک جامعه نمایشی کنیم یعنی تضادها را به صحنه تئاتر انتقال دهیم آن وقت خودمان کمتر علیه خودمان قیام می کنیم، کمتر خودمان را حذف فیزیکی می کنیم، کمتر علیه هم شمشیر می کشیم، غرب این شیوه را یاد گرفته و مردمان به جای اینکه همدیگر را نابود کنند نماینده هایشان در عرصه سینما و تئاتر با هم به جدل برمی خیزند. این نشانه رشد و بلوغ فرهنگی و اجتماعی است. اما هنوز که هنوز است ما از تئاتر وجه ایجابی و تبلیغی آن را می فهمیم. اینکه یک اثر چقدر ما را تائید می کند ارزش دارد. در حالی که می دانید اولین اصل روح مدرنیته انتقاد است. ذات خردورزی انتقاد است.
و مطلب دیگر اینکه واقعاً باید از رئیس جمهور آینده توسعه فضاهای فرهنگی را بخواهیم. ما الان در تهران که پایتخت یک کشور است با 12 میلیون جمعیت، شش تئاتر داریم. آن وقت هر سال 1000 نفر فارغ التحصیل تئاتر داریم. خوب این جوان ها کجا کار کنند؟ کجا آموخته هایشان را به عمل درآورند؟
همزمان با توسعه فضاهای فرهنگی، بودجه فرهنگ هم باید اضافه شود. در شهرستان ها مجتمع فرهنگی ساخته اند (که دستشان هم درد نکند) اما همیشه این فضاها خالی است چون پول نیست، چون هزینه ای برای فرهنگ نمی شود. در حالی که درست پس از ساختن تماشاخانه، فعالیت فرهنگی تازه شروع می شود که بودجه می خواهد، امکانات می خواهد، واقعاً اگر من به جای رئیس جمهور آینده بودم در همان سال اول در 20 منطقه تهران 20 تئاتر سبک و جمع وجور مثل سنگلج می ساختم تا مردم تئاتر ببینند و فارغ التحصیلان تئاتر هم در آنجا تجربه کنند.
مطالبات ما بسیار ساده و قابل فهم است. پایه ای ترین آنها امنیت شغلی برای هنرمندان است، امنیت کاری به این معنا که هنرمندان بتوانند به راحتی کار کنند و از تخیل و تفکر و توانایی هایشان دفاع کنند.
وعده و وعیدهایی در روزهای انتخابات داده می شود اما گاهی بعدها فراموش می شوند. این خلف وعده ها چه تاثیری بر مردم می گذارد؟
من معتقدم اگر کمکی به مردم می شود باید از یک فکر تولیدی عبور کرده باشد و تبدیل به یک نهاد، یک کارخانه یا یک موسسه تولیدی شود که درآمدزا باشد تا کارگران از نان دسترنج خودشان زندگی را گذران کنند و کنار زن و فرزندشان سربلند باشند. سازمان تامین اجتماعی را تقویت کنید تا وقتی کارگر به سنی می رسد بازنشسته شود و بیمه داشته باشد. کمک نقدی به مردم خریدن
روح آدم هاست. کرامت انسانی مردم را حفظ کنید.
به نظر شما کسی مثل میرحسین موسوی با وجهه فرهنگی که دارد می تواند از پس مطالبات فرهنگ برآید؟
به نظر من مدیریت سیاسی میرحسین موسوی در آن سال های بحران و جنگ و کوپن، مدیریت خوبی بود. از سویی مدیریت او در فرهنگستان هنر هم خوب بوده، او آدم فهیمی است. آخرین سمیناری که در فرهنگستان برگزار شد با عنوان «گفت وگومندی و چندآوایی» نشان داد به بحث چندآوایی در جامعه اعتقاد دارد و این قابل احترام است.
به نظر من موسوی هم از نظر سیاسی و اقتصادی امتحانش را پس داده و هم به لحاظ فرهنگی.
لطفا فرم زیر را پر کنید. فیلد های الزامی با ستاره مشخص شده اند.
  1. • نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.
    • ایمیل شما نزد ما باقی Ù…ÛŒ ماند Ùˆ منتشر نمی شود.
جستجو
عکس خبری
پر بیننده ترین اخبار
نامه رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب درباره حوادث اخیر:
با درک وظیفه اجتماعی خود در قبال کمک به تحقق عدالت رای می دهیم
همبستگی شکل و حجم تولید زباله با کاربر شهری
فراخوان ملی خاتمی در جمع 90 هزار نفره حامیان موسوی در مشهد:
امروز موج سبز به آزادی می رسد
آمار سال های 83 و 87 در شهرها مشخص شد