سعید شیرکوند* : یکی از چالش های جدی موجود در اقتصاد کشور که در دوره زمامداری دولت نهم میان کارشناسان و رئیس محترم این دولت به صورت مداوم وجود داشته است، استناد رئیس جمهوری دولت نهم به آمار
و ارقامی است که هیچ گونه مستند کارشناسی و علمی ندارند و در مورد شیوه بهره برداری از این آمار هم اختلاف نظر وجود دارد.
رئیس دولت مفهوم دیگری در ذهن خود آفریده که تاکنون در ادبیات اقتصادی سابقه نداشته است یا اینکه اعداد و ارقام را با شکنجه فراوان به اعتراف هایی وامی دارد که هیچ گونه استناد علمی و کارشناسی ندارند. آنچه در مورد نرخ تورم یا نرخ اشتغال و بیکاری یا نرخ سرمایه گذاری و مانند آن در اقتصاد کشور مطرح می شود عموماً آمارهایی است که تحت نام متغیرهای روزانه و متعارف مورد بحث و بررسی قرار می گیرد، بنابراین در صورتی که بخواهیم برای تحلیل اقتصاد کشور از این متغیرها استفاده کنیم باید به این نرخ در طول دوره زمانی توجه کرده و آن را بررسی کنیم، نه اینکه تنها متوسط گیری کنیم یا نرخ رشد را بگوییم و هر طور علاقه داریم بررسی آماری کنیم. نکته دیگری که در استفاده از اعداد و ارقام و تجزیه و تحلیل شاخص ها و متغیرهای اقتصادی بسیار ضروری است وحدت رویه در استفاده از آمارهاست. یعنی در بررسی یک شاخص اقتصادی باید آمار با همان منطقی که در ابتدا مورد بررسی قرار می گیرد، در انتها نیز به همان رویه بررسی شود.
متاسفانه در آماری که توسط محمود احمدی نژاد در برنامه های تلویزیونی ارائه می شود هیچ یک از این استانداردهای علمی مورد توجه قرار نمی گیرد، به گونه ای که یا برخی آمارها اساساً غیرواقع بینانه هستند یا تعاریف آنها به طور سلیقه ای صورت گرفته است یا آنکه عددسازی شده اند. در بررسی متغیر مهمی مثل نرخ تورم باید براساس گزارش های رسمی بانک مرکزی با یک رویه ثابت و یک تعریف واحد بی آنکه اقدام به خلق عدد کنیم به بررسی نرخ تورم بپردازیم. براساس آمار انتشار یافته از سوی بانک مرکزی که در سایت این بانک نیز منعکس است نرخ تورم (CPI) بر پایه سال 1383 در سال 1384 برابر 4/10 درصد و نرخ تورم سال 1387 معادل 4/25 درصد اعلام شده است. بنابراین اگر نرخ تورم به طور ناآگاهانه به روش های دیگری غیر از این بیان شود باید اصلاح شود و اگر از روی عمد به آمارهای دیگری استناد شود فریب مردم و بیان آمارها به روش غیرمتعارف است. همچنین می توانیم از روش دیگری برای بررسی روند نرخ تورم در مورد رشد نرخ تورم نیز استفاده کنیم، در این صورت نیز باید به آن اصول علمی وفادار باشیم.
براساس آمار بانک مرکزی نرخ تورم دوازده ماه منتهی به اردیبهشت 88 معادل 6/23 درصد عنوان شده است، معلوم نیست عدد 15 درصد یا کمتر از آن از چه منابعی استخراج شده که در سخنان محمود احمدی نژاد مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین در مورد نرخ توزیع عادلانه درآمد نیز بیان ضریب جینی 395/0 و ادعای عادلانه توزیع درآمد نیز با گزارش بانک مرکزی همخوانی ندارد. گزارش بانک مرکزی به صراحت بیان می کند توزیع درآمد از سال 81 تا 84 هر سال عادلانه تر و از سال 85 به بعد شکاف طبقاتی افزون تر شده است. به نظر می رسد این آمار نیز دستخوش تغییرات سلیقه ای بدون وفاداری به استانداردهای علمی مطرح شده است. نامه اعتراض آمیز جهانگیری وزیر صنایع و معادن و همچنین نامه زنگنه وزیر نفت که هر دو در دولت اصلاحات بودند، شاهد دیگری براین مدعی است که دولت نهم هیچ تعهدی به ارائه آمارهای دقیق منطبق بر واقعیت نداشته و برای جبران ناکارآمدی خویش به آمارسازی گسترده پرداخته و می پردازد. جالب تر آنکه تاکنون وزارتخانه های مزبور در دولت نهم به این دو نامه پاسخ دقیقی نداده اند.
*معاون اسبق وزیر اقتصاد
متاسفانه در آماری که توسط محمود احمدی نژاد در برنامه های تلویزیونی ارائه می شود هیچ یک از این استانداردهای علمی مورد توجه قرار نمی گیرد، به گونه ای که یا برخی آمارها اساساً غیرواقع بینانه هستند یا تعاریف آنها به طور سلیقه ای صورت گرفته است یا آنکه عددسازی شده اند. در بررسی متغیر مهمی مثل نرخ تورم باید براساس گزارش های رسمی بانک مرکزی با یک رویه ثابت و یک تعریف واحد بی آنکه اقدام به خلق عدد کنیم به بررسی نرخ تورم بپردازیم. براساس آمار انتشار یافته از سوی بانک مرکزی که در سایت این بانک نیز منعکس است نرخ تورم (CPI) بر پایه سال 1383 در سال 1384 برابر 4/10 درصد و نرخ تورم سال 1387 معادل 4/25 درصد اعلام شده است. بنابراین اگر نرخ تورم به طور ناآگاهانه به روش های دیگری غیر از این بیان شود باید اصلاح شود و اگر از روی عمد به آمارهای دیگری استناد شود فریب مردم و بیان آمارها به روش غیرمتعارف است. همچنین می توانیم از روش دیگری برای بررسی روند نرخ تورم در مورد رشد نرخ تورم نیز استفاده کنیم، در این صورت نیز باید به آن اصول علمی وفادار باشیم.
براساس آمار بانک مرکزی نرخ تورم دوازده ماه منتهی به اردیبهشت 88 معادل 6/23 درصد عنوان شده است، معلوم نیست عدد 15 درصد یا کمتر از آن از چه منابعی استخراج شده که در سخنان محمود احمدی نژاد مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین در مورد نرخ توزیع عادلانه درآمد نیز بیان ضریب جینی 395/0 و ادعای عادلانه توزیع درآمد نیز با گزارش بانک مرکزی همخوانی ندارد. گزارش بانک مرکزی به صراحت بیان می کند توزیع درآمد از سال 81 تا 84 هر سال عادلانه تر و از سال 85 به بعد شکاف طبقاتی افزون تر شده است. به نظر می رسد این آمار نیز دستخوش تغییرات سلیقه ای بدون وفاداری به استانداردهای علمی مطرح شده است. نامه اعتراض آمیز جهانگیری وزیر صنایع و معادن و همچنین نامه زنگنه وزیر نفت که هر دو در دولت اصلاحات بودند، شاهد دیگری براین مدعی است که دولت نهم هیچ تعهدی به ارائه آمارهای دقیق منطبق بر واقعیت نداشته و برای جبران ناکارآمدی خویش به آمارسازی گسترده پرداخته و می پردازد. جالب تر آنکه تاکنون وزارتخانه های مزبور در دولت نهم به این دو نامه پاسخ دقیقی نداده اند.
*معاون اسبق وزیر اقتصاد
جستجو
پر بیننده ترین اخبار
حامیان نامزد رقیب نگران شدند
آمار اعلام شده توسط احمدی نژاد در مناظره با کروبی واقعی نبود
بیانیه 9 امضایی منتشر شد
پریشب احمدی نژاد «تورم کنونی» را «زیر 15 درصد» اعلام کرد
کروبی خطاب به احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی:
ابعاد مختلف دفن زباله در تهران
