علی مزروعی : در دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 برخی نامزدها با تکیه بر شعارها و وعده های صرفاً اقتصادی تلاش کردند آرا جلب کنند اما سرانجام این آقای احمدی نژاد بود که با شعار «بردن نفت بر سر سفره های مردم» و «مبارزه با فقر و فساد و تیعیض» و... توانست گوی سبقت را از دیگر رقبا برباید و بر کرسی ریاست قوه مجریه تکیه زند و طبعاً رای دهندگان به او انتظار داشتند او در این مقام به وعده های خود عمل کند.
از قضای روزگار از زمان روی کار آمدن او قیمت جهانی هر بشکه نفت روز به روز افزایش یافت و یک درآمد افسانه ای حدود 300 میلیارد دلار را روانه خزانه دولتش کرد و بهترین فرصت اقتصادی را برای تحقق شعارها و وعده هایش با توجه به همراهی همه قوا و نهادهای حکومتی فراهم آورد اما امروز و در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری این دولت از ناحیه عدم تحقق همین وعده هایش و هرز دادن منابع کمیاب کشور مورد بیشترین سوالات و چالش ها واقع شده و عملاً پاسخگو نیست که چرا به رغم در اختیار داشتن 40 درصد کل درآمد نفت سال های پس از انقلاب حتی نتوانسته است کارنامه بهتری از دولت های قبل در زمینه شاخص های کلان اقتصادی عرضه کند. برای اثبات این مدعا فقط کافی است به رقم اعلامی دو شاخص نرخ بیکاری و تورم توسط مراجع آماری کشور توجه کنیم که نه تنها گشایشی را در سال پایانی کار دولت نهم نسبت به زمان ابتدای کارش نشان نمی دهند بلکه با گذر بیش از دو برابری نرخ تورم نسبت به سال آغاز کار این دولت همه شعارها و وعده های این دولت درباره بردن درآمد نفت بر سر سفره های مردم به ویژه اقشار محروم و متوسط و عدالت محوری و... به رغم پول پاشی ها و توزیع سهام عدالت و... زیر سوال رفته و باد هوا شده است. یک ضرب المثل چینی می گوید برای رفع گرسنگی و بیکاری افراد جامعه آسان ترین راه این است که به آنها ماهی دهید اما می دانیم که افراد با خوردن ماهی و سپری شدن امروزشان، فردا دوباره گرسنه و بیکار می مانند و محتاج ماهی های دیگر، اما راه دیگر که کمی سخت و زمانبر است این است که به این افراد ماهیگیری بیاموزید تا از بیکاری رهایی و از دسترنج خود سیر شوند و تا زنده اند محتاج کمکی نباشند. و راه بنیادی تر اما دشوارتر این است که به افراد توربافی بیاموزید تا نه تنها خود از بیکاری و گرسنگی رهایی یابند بلکه ابزار تولید برای دیگرانی که بیکار و گرسنه هستند درست کنند و جامعه ای را از فقر و بیکاری برهانند. متاسفانه و سوگمندانه باید گفت به دلیل برخورداری ایران از منابع غنی نفت و گاز و درآمد بادآورده ای که در اختیار دولت قرار می گیرد غلبه نگاه توزیعی و ماهی دادن به مردم به جای صرف این منابع برای آموزش مهارت های تولیدی و سرمایه گذاری زیربنایی اداره اقتصاد ایران را به بیراهه برده و چهره اقتصاد صدقه ای و ضدتولیدی بدان داده است. اینکه مسوولان کمیته امداد اعلام کنند از سال 83 به این طرف 30 درصد بر تعداد افراد تحت پوشش این کمیته افزوده شده خود بهترین شاهد براین مدعاست که در این سال ها چه اتفاقی افتاده است آن هم در سایه این درآمد افسانه ای نفت،
بازی کردن با ابزار درآمد نفت و وعده توزیع درآمد نفت و گاز میان مردم بزرگ ترین اشتباهی است که در انتخابات دوره نهم اتفاق افتاد و دولت نهم را به چاه ویلی گرفتار ساخت که امروز در درون آن گیر افتاده است ، جالب آنکه آنان که وعده توزیع این درآمد را می دهند حتی از توضیح آن روی سکه که افزایش قیمت فرآورده های نفتی برای تامین این منابع است خودداری می کنند و هیچ نمی گویند که این افزایش قیمت ها به دنبال خود، نرخ تورمی را می آورد که همه آن مبلغ داده شده به افراد را می خورد و هیچ رفاهی به همراه ندارد ، به نظر نویسنده سرمایه نفت و گاز اصلی ترین سرمایه مادی جامعه ما برای سرمایه گذاری و توسعه است و استفاده از این سرمایه به عنوان ابزاری انتخاباتی اشتباهی است که در دوره انتخابات قبل اتفاق افتاد و دولت نهم را به بیراهه برد و موجبات عدم بهره گیری مناسب از بزرگ ترین فرصت تاریخی اقتصادی ایران را رقم زد و شایسته نیست که این تجربه پرهزینه و کم فایده آن هم ذیل نام اصلاح طلبی مطرح و تکرار شود. دامن زدن بر مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بیش از ظرفیت های موجود و مقدور پاشنه آشیلی است که همچون تجربه دولت اصلاحات و دولت نهم بیش و پیش از همه وعده دهندگانش را گرفتار می کند و به زیر می کشد. آنهایی که وعده توزیع درآمد نفت می دهند باید بدین موضوع مطمئن باشند دولت نهم که ابر و ماه و مه و خورشید و فلک با او همراه بودند، و اصرار تام و تمام بر انجام این کار داشت از انجام آن ناتوان ماند حال چگونه آنان می توانند بدین وعده اقدام کنند؟ و «آیا تجربه دولت نهم کافی نیست» تا از این شعار و بازی فاصله گرفته شود و بر شهروندان ایرانی است که از یک سوراخ دو بار گزیده نشوند و دریابند که راه رشد و توسعه ایران از توزیع درآمد نفت نمی گذرد بلکه از صرف این درآمد برای سرمایه گذاری و تولید می گذرد. بهترین راهی که در شرایط امروز ایران می توان برای استفاده از درآمد نفت و گاز متصور بود همان سیاستی است که در دو قانون برنامه سوم و چهارم توسعه به عنوان محدود کردن استفاده از درآمد نفت در بودجه عمومی دولت و واریز مازاد برآن در «حساب ذخیره ارزی» با هدف وام دهی بخش خصوصی برای سرمایه گذاری تمهید و پیش بینی شده بود که در اجرا مقهور سیاست های جاری و توزیعی دولت شد. سیاست های امدادی و حمایتی ضروری دولت نیز در قالبی غیر از توزیع پول نقد و درقالبی همچون پوشش های بیمه ای باید تعریف و انجام شود به گونه ای که موجبات انگیزه زدایی کار اقتصادی در افراد فراهم نشود و فراموش نباید کرد که رشد و توسعه ایران به کار و تلاش همه ایرانیان وابسته است و به کار و تلاش همه ایرانیان نیاز دارد. خوشبختانه آقای موسوی به عنوان فردی که سابقه هشت سال اداره کشور آن هم در شرایط سخت جنگ و کاهش درآمد نفت را دارد به خوبی بر زیر و بم مسائل اجرایی کشور آشناست و تاکنون وعده و شعاری نداده است که در انجامش قاصر باشد و به ویژه در ارتباط با بهره گیری از درآمد نفت و گاز برای توسعه کشور مواضع درستی را در پیش گرفته است و توصیه می شود که برهمین خط و منهج تا آخر به پیش رود و برای رای آوردن در دام وعده توزیع درآمد نفت نیفتد که اگر افتاد به همان سرنوشتی گرفتار می شود که امروز دولت نهم گرفتار آمده است ، البته بحث اصلاح قیمت حامل های انرژی و هدفمند کردن یارانه ها قطعاً یک بحث کارشناسی و علمی است که هر دولتی که بر سرکار می آید باید در یک فضای علمی و کارشناسی بدان بپردازند و با استفاده از تمام ظرفیت کارشناسی و خرد جمعی کشور به تدوین و اجرای سیاستی در این باره روی آورد که بیشترین فایده و کمترین هزینه را برای کشور و شهروندان ایرانی به خصوص اقشار محروم و متوسط جامعه داشته باشد.
بازی کردن با ابزار درآمد نفت و وعده توزیع درآمد نفت و گاز میان مردم بزرگ ترین اشتباهی است که در انتخابات دوره نهم اتفاق افتاد و دولت نهم را به چاه ویلی گرفتار ساخت که امروز در درون آن گیر افتاده است ، جالب آنکه آنان که وعده توزیع این درآمد را می دهند حتی از توضیح آن روی سکه که افزایش قیمت فرآورده های نفتی برای تامین این منابع است خودداری می کنند و هیچ نمی گویند که این افزایش قیمت ها به دنبال خود، نرخ تورمی را می آورد که همه آن مبلغ داده شده به افراد را می خورد و هیچ رفاهی به همراه ندارد ، به نظر نویسنده سرمایه نفت و گاز اصلی ترین سرمایه مادی جامعه ما برای سرمایه گذاری و توسعه است و استفاده از این سرمایه به عنوان ابزاری انتخاباتی اشتباهی است که در دوره انتخابات قبل اتفاق افتاد و دولت نهم را به بیراهه برد و موجبات عدم بهره گیری مناسب از بزرگ ترین فرصت تاریخی اقتصادی ایران را رقم زد و شایسته نیست که این تجربه پرهزینه و کم فایده آن هم ذیل نام اصلاح طلبی مطرح و تکرار شود. دامن زدن بر مطالبات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه بیش از ظرفیت های موجود و مقدور پاشنه آشیلی است که همچون تجربه دولت اصلاحات و دولت نهم بیش و پیش از همه وعده دهندگانش را گرفتار می کند و به زیر می کشد. آنهایی که وعده توزیع درآمد نفت می دهند باید بدین موضوع مطمئن باشند دولت نهم که ابر و ماه و مه و خورشید و فلک با او همراه بودند، و اصرار تام و تمام بر انجام این کار داشت از انجام آن ناتوان ماند حال چگونه آنان می توانند بدین وعده اقدام کنند؟ و «آیا تجربه دولت نهم کافی نیست» تا از این شعار و بازی فاصله گرفته شود و بر شهروندان ایرانی است که از یک سوراخ دو بار گزیده نشوند و دریابند که راه رشد و توسعه ایران از توزیع درآمد نفت نمی گذرد بلکه از صرف این درآمد برای سرمایه گذاری و تولید می گذرد. بهترین راهی که در شرایط امروز ایران می توان برای استفاده از درآمد نفت و گاز متصور بود همان سیاستی است که در دو قانون برنامه سوم و چهارم توسعه به عنوان محدود کردن استفاده از درآمد نفت در بودجه عمومی دولت و واریز مازاد برآن در «حساب ذخیره ارزی» با هدف وام دهی بخش خصوصی برای سرمایه گذاری تمهید و پیش بینی شده بود که در اجرا مقهور سیاست های جاری و توزیعی دولت شد. سیاست های امدادی و حمایتی ضروری دولت نیز در قالبی غیر از توزیع پول نقد و درقالبی همچون پوشش های بیمه ای باید تعریف و انجام شود به گونه ای که موجبات انگیزه زدایی کار اقتصادی در افراد فراهم نشود و فراموش نباید کرد که رشد و توسعه ایران به کار و تلاش همه ایرانیان وابسته است و به کار و تلاش همه ایرانیان نیاز دارد. خوشبختانه آقای موسوی به عنوان فردی که سابقه هشت سال اداره کشور آن هم در شرایط سخت جنگ و کاهش درآمد نفت را دارد به خوبی بر زیر و بم مسائل اجرایی کشور آشناست و تاکنون وعده و شعاری نداده است که در انجامش قاصر باشد و به ویژه در ارتباط با بهره گیری از درآمد نفت و گاز برای توسعه کشور مواضع درستی را در پیش گرفته است و توصیه می شود که برهمین خط و منهج تا آخر به پیش رود و برای رای آوردن در دام وعده توزیع درآمد نفت نیفتد که اگر افتاد به همان سرنوشتی گرفتار می شود که امروز دولت نهم گرفتار آمده است ، البته بحث اصلاح قیمت حامل های انرژی و هدفمند کردن یارانه ها قطعاً یک بحث کارشناسی و علمی است که هر دولتی که بر سرکار می آید باید در یک فضای علمی و کارشناسی بدان بپردازند و با استفاده از تمام ظرفیت کارشناسی و خرد جمعی کشور به تدوین و اجرای سیاستی در این باره روی آورد که بیشترین فایده و کمترین هزینه را برای کشور و شهروندان ایرانی به خصوص اقشار محروم و متوسط جامعه داشته باشد.
جستجو
پر بیننده ترین اخبار
صدا و سیما و خبرگزاری دولت با هدف دروغ پردازی علیه میرحسین پا به حریم مرجعیت گذاشتند
تحریم ایران توسط مایکروسافت
نمادهای انتخاباتی برخی بازارها را رونق داد
میرحسین خطاب به برخی حامیان نامزد رقیب:
نصیریان:
احمدی نژاد: تورم در دولت من از همه دولت ها کمتر بود
نمایش ضعیف، باخت ناراحت کننده
