حسین عبده تبریزی*
تشکیل آخرین اجلاس 20 کشور بزرگ اقتصادی دنیا (G20) در لندن در روز دوم آوریل (13 فروردین 1388) یادآور موقعیت ضعیف جاری اقتصاد ایران است. چرا ایران به اجلاس 20 کشور اقتصادی قوی تر جهان دعوت نمی شود؟
وقتی کشورهایی چون کره جنوبی، عربستان سعودی و ترکیه به این اجلاس دعوت می شوند، آیا موقعیت اقتصادی ایران این نیست که در فهرست 20 کشور اقتصادی قدرتمند جهان نقشی در تصمیمات جاری اقتصادی جهان، و در شرایط فعلی، در حل بحران جاری اقتصاد دنیا داشته باشد؟
فارغ از مباحث سیاسی، و دشمن ورزی هایی که با جمهوری اسلامی در شرایط فعلی می شود، و حاصل آن تحریم های بین المللی و به ویژه محدودیت هایی است که ایالات متحده بر سر راه گسترش مناسبات و فعالیت های اقتصادی ایران ایجاد کرده است، آیا موقعیت اقتصادی ایران آنگونه نیست که در فهرست 20 کشور اقتصادی دنیا قرار گیرد؟
به بیان دیگر، اگر فرض کنیم مناسبات سیاسی کشور به گونه ای بود که با تحریم و محدودیت های سیاسی جاری روبه رو نبود و هیچ کشوری قصد خارج کردن عمدی ایران از فهرست 20 کشور اقتصادی قدرتمند جهان را نداشت، آیا می باید نام جمهوری اسلامی ایران در کنار 20 کشور اقتصادی قدرتمند جهان قرار می گرفت؟
پاسخ متاسفانه منفی است. نه ارقام تولید ملی کشور، نه تراز پرداخت های آن، نه نرخ رشد کشور و نه سایر متغیرهای کلان اقتصادی در حال حاضر در سطحی نیست که ایران را در ردیف و یا بالاتر از اسامی کشورهایی چون عربستان، ترکیه، کره جنوبی یا آفریقای جنوبی قرار دهد که به این اجلاس دعوت می شوند. اما اگر معیار پتانسیل های اقتصاد ایران می بود، بی شک ایران در ردیف کشورهای یادشده و حتی بالاتر قرار می گرفت و در صورت نبود غرض ورزی های سیاسی، به اجلاس 20 اقتصاد قدرتمند جهان دعوت می شد.
از نظر تاریخی، این واقعیت که اقتصاد ایران طی دهه های اخیر در حد ظرفیت خود تولید ثروت و ارزش افزوده اقتصادی نکرده است، بسیار تلخ است. ما در این کشور همیشه خود را با کشورهایی چون عربستان سعودی، ترکیه و کره جنوبی مقایسه می کردیم و بی شک در چند دهه قبل، از نظر آمارهای اقتصادی، در مرتبه بالاتری از این کشورها قرار داشتیم. اینکه به دلیل مجموعه ای از عوامل و از جمله جنگ، منازعات سیاسی با جهان و عدم مدیریت حرفه ای اقتصاد به این وضعیت اقتصادی نزول کرده ایم که نمی توانیم جمهوری اسلامی ایران را در رده 20 قدرت اقتصادی بزرگ جهان بیابیم، واقعیتی ناگوار و آزاردهنده است.
آنچه در چشم انداز 20 ساله آمده است، در پی آن است که ایران را به قدرت اول اقتصادی منطقه بدل کند. مفهوم این جمله آن است که در صورت دستیابی به اهداف یادشده، ایران به اجلاس جی 20 دعوت خواهد شد. دستیابی به اهداف چشم انداز به معنای جبران عقب افتادگی ها در صورت مقایسه آنچه انجام شده با ظرفیت های بالقوه اقتصاد ایران در چند دهه اخیر است. چنین مهمی نیازمند به اجرا درآوردن برنامه های اقتصادی عمده ای است که از طریق آنها رشد پایدار عادلانه کشور اجازه دهد سرمایه گذاری های جدید ایجاد ثروت و ارزش افزوده کند و به اشتغال بینجامد. رشد در گرو برنامه ریزی هوشمندانه و منسجم مبتنی بر اقتصاد بازار است و بدون شکل گیری و تحرک جدی بخش خصوصی مسوولیت پذیر و مستقل از دولت و غیرمتکی به فعالیت های رانت جویانه ناممکن است.
هر ایرانی طبعاً واقع گرایانه آرزومند است که هرچه زودتر اقتصاد ایران در فهرست جی 20
و حتی فراتر از آن در فهرست 12 کشور اقتصادی بزرگ دنیا قرار گیرد. به آرزوی آن روز.
فارغ از مباحث سیاسی، و دشمن ورزی هایی که با جمهوری اسلامی در شرایط فعلی می شود، و حاصل آن تحریم های بین المللی و به ویژه محدودیت هایی است که ایالات متحده بر سر راه گسترش مناسبات و فعالیت های اقتصادی ایران ایجاد کرده است، آیا موقعیت اقتصادی ایران آنگونه نیست که در فهرست 20 کشور اقتصادی دنیا قرار گیرد؟
به بیان دیگر، اگر فرض کنیم مناسبات سیاسی کشور به گونه ای بود که با تحریم و محدودیت های سیاسی جاری روبه رو نبود و هیچ کشوری قصد خارج کردن عمدی ایران از فهرست 20 کشور اقتصادی قدرتمند جهان را نداشت، آیا می باید نام جمهوری اسلامی ایران در کنار 20 کشور اقتصادی قدرتمند جهان قرار می گرفت؟
پاسخ متاسفانه منفی است. نه ارقام تولید ملی کشور، نه تراز پرداخت های آن، نه نرخ رشد کشور و نه سایر متغیرهای کلان اقتصادی در حال حاضر در سطحی نیست که ایران را در ردیف و یا بالاتر از اسامی کشورهایی چون عربستان، ترکیه، کره جنوبی یا آفریقای جنوبی قرار دهد که به این اجلاس دعوت می شوند. اما اگر معیار پتانسیل های اقتصاد ایران می بود، بی شک ایران در ردیف کشورهای یادشده و حتی بالاتر قرار می گرفت و در صورت نبود غرض ورزی های سیاسی، به اجلاس 20 اقتصاد قدرتمند جهان دعوت می شد.
از نظر تاریخی، این واقعیت که اقتصاد ایران طی دهه های اخیر در حد ظرفیت خود تولید ثروت و ارزش افزوده اقتصادی نکرده است، بسیار تلخ است. ما در این کشور همیشه خود را با کشورهایی چون عربستان سعودی، ترکیه و کره جنوبی مقایسه می کردیم و بی شک در چند دهه قبل، از نظر آمارهای اقتصادی، در مرتبه بالاتری از این کشورها قرار داشتیم. اینکه به دلیل مجموعه ای از عوامل و از جمله جنگ، منازعات سیاسی با جهان و عدم مدیریت حرفه ای اقتصاد به این وضعیت اقتصادی نزول کرده ایم که نمی توانیم جمهوری اسلامی ایران را در رده 20 قدرت اقتصادی بزرگ جهان بیابیم، واقعیتی ناگوار و آزاردهنده است.
آنچه در چشم انداز 20 ساله آمده است، در پی آن است که ایران را به قدرت اول اقتصادی منطقه بدل کند. مفهوم این جمله آن است که در صورت دستیابی به اهداف یادشده، ایران به اجلاس جی 20 دعوت خواهد شد. دستیابی به اهداف چشم انداز به معنای جبران عقب افتادگی ها در صورت مقایسه آنچه انجام شده با ظرفیت های بالقوه اقتصاد ایران در چند دهه اخیر است. چنین مهمی نیازمند به اجرا درآوردن برنامه های اقتصادی عمده ای است که از طریق آنها رشد پایدار عادلانه کشور اجازه دهد سرمایه گذاری های جدید ایجاد ثروت و ارزش افزوده کند و به اشتغال بینجامد. رشد در گرو برنامه ریزی هوشمندانه و منسجم مبتنی بر اقتصاد بازار است و بدون شکل گیری و تحرک جدی بخش خصوصی مسوولیت پذیر و مستقل از دولت و غیرمتکی به فعالیت های رانت جویانه ناممکن است.
هر ایرانی طبعاً واقع گرایانه آرزومند است که هرچه زودتر اقتصاد ایران در فهرست جی 20
و حتی فراتر از آن در فهرست 12 کشور اقتصادی بزرگ دنیا قرار گیرد. به آرزوی آن روز.
جستجو
پر بیننده ترین اخبار
فعالان بازار لوازم آرایش تهران:
سپاه پاسداران منتشر کرد
با 70 درصد افزایش نسبت به سال87 اعلام شد
رتبه هشتم نرخ بالای تورم طی 70 سال اخیر پارسال ثبت شد
در آستانه نشست 1+5
معاون وزیر نفت خبر داد
رتبه ایران در تولید؛ اول خاورمیانه، نهم دنیا
