دیافته های یک پژوهش درباره حضور نهاد های مدنی در بم نشان داد
سرمایه : حاصل بررسی دو پژوهشگر درباره عملکرد سازمان های غیر دولتی پس از زلزله بم نشان می دهد تقریباً هیچکدام از سازمان های غیردولتی ایرانی، تصویر روشنی از مدیریت بحران مبتنی بر جامعه ندارند و نقش سازمان ها به عنوان مدیر و مردمان محلی نیز صرفاً به عنوان نیروی کار تعریف می شود. زلزله پنجم دی ماه (26 دسامبر) 1382 موجب کشته شدن ده ها هزار انسان و تخریب شهر بم و روستاهای اطراف آن شد. به دنبال این فاجعه دولت ایران و هلال احمر از سازمان های امدادی در سراسر جهان تقاضای کمک کردند.
همراه با حضور جهانی سازمان های بین المللی و غیردولتی، سازمان های غیردولتی در ایران نیز برای امداد و کمک رسانی به منطقه آمدند. رویا اخلاص پور (پژوهشگر مستقل) و دکتر سیامک زندرضوی عضو هیات علمی دانشگاه باهنر در خرداد 1384 پژوهشی را درباره «سازمان های غیردولتی ورابطه آنها با مردمان محلی» با مطالعه موردی فعالیت های امدادی و بهبود پس از زلزله بم انجام داده اند. به گفته این دو پژوهشگر آمار ورود سازمان های ایرانی تقریباً به طور دقیق در جایی ثبت نشده است. از 26 سازمان های غیردولتی بررسی شده، محل ثبت و دفتر اصلی 14 سازمان در تهران، 25 سازمان در کرمان، چهار سازمان در بم و پنج سازمان دیگر در سایر شهرهای ایران یا کشورهای دیگر بودند. پنج گروه (ستاد مراقبت از کودکان آسیب دیده، ستاد احیا، ستاد سیب و شورای هماهنگی تشکل های مردمی، ستاد حمایت پایدار) مجموعه ای متشکل از تعدادی NGO بودند که به صورت ائتلافی در بم فعالیت می کردند.
سازمان های غیردولتی حاضر در بم سوابق کاری متفاوتی داشتند اما بیش از
40 درصد آنها (15 سازمان) کمتر از سه سال سابقه کار داشته اند. جدول سابقه کار آنها را نشان می دهد.
گروه های هدف بیشتر این سازمان های غیردولتی کودکان بودند. 17 سازمان از
26 سازمان در زمینه کودکان فعالیت می کردند و حداقل هشت سازمان مراکز کودک یا مهد دایر کرده اند.
ذی نفعان پروژه های 9 سازمان غیردولتی زنان بودند و سه سازمان پروژه هایی با هدف ایجاد اشتغال برای زنان داشتند.
بسیاری از سازمان های غیردولتی ایرانی بعد از زلزله بدون پروژه مشخص و فقط به قصد خدمت رسانی و به ویژه توزیع کالاهای امدادی اهدا شده از سوی مردم به بم آمده بودند. بنابراین بیش از 50 درصد آنان به توزیع کالاهای امدادی پرداخته اند. اما بعد از مدت نسبتاً کوتاهی برای خود پروژه های معینی تعریف کرده اند که یکی از مهم ترین آنها پروژه های آموزشی برای مادران کودکان و پروژه های آموزش های فنی و حرفه ای بوده است.
اکثریت فعالان NGO ها زن هستند، تقریباً 80 درصد داوطلبانی که توسط آنها به بم اعزام شده است را نیز زنان تشکیل می دهند.
سازمان های غیردولتی ایرانی مدیریت بحران را نمی شناسند
این پژوهش نشان می دهد تقریباً هیچ کدام از سازمان های غیردولتی ایرانی، تصویر روشنی از مدیریت بحران مبتنی بر جامعه ندارند و نقش سازمان ها به عنوان مدیر و مردمان محلی نیز صرفاً به عنوان نیروی کار تعریف می شود.
اخلاص پور و زند رضوی در بررسی های خود به این نکته نیز پی برده اند که در شرایط ویژه بم، به ویژه در ارتباط مردم و سازمان های غیردولتی ایرانی دولت چندان به عنوان یک مانع عمل نکرده، بلکه روش ها و دیدگاه های خود سازمان ها تا حدی آمرانه است: «ایرانی ها تاکنون مشق دموکراسی نکرده اند. هنوز بسیاری از فعالان غیردولتی به ویژه آنها که از تهران آمده اند خود را بسیار آگاه تر و مطلع تر از نیروهای موجود در منطقه می دانند. بی اعتمادی و عدم واگذاری فعالیت ها به مردم و استفاده از روش های معمول دولتی حتی با انتقاد هم روبه رو نمی شود. در روش های سازمان های خارجی نیز تفاوت چشمگیری مشاهده نمی شود بنابراین نمی توان امیدوار بود که حضور تعدادی از فعالان ایرانی در برخی از سازمان های خارجی به تغییر دیدگاه ها و روش ها منجر شود.»
پژوهش فوق در بررسی انتقادی حضور سازمان های غیردولتی و نقش مدیریتی آنها در حادثه بم، نتیجه می گیرد: «سازمان های غیردولتی باید آموزش های مدیریت بحران مبتنی بر اوضاع محلی را فراگیرند. آنها باید بیاموزند که چگونه می توان هم قبل از حادثه و هم بعد از حادثه مردمان را سازماندهی و در نتیجه پایداری پروژه هایی که برای آنان هزینه، زمان و منابع انسانی صرف شده است را تضمین کرد. بدون مشارکت همه جانبه مردم آسیب دیده همه ما تنها کارمندان سازمان هایی خواهیم بود که ماموریت خود را به پایان رسانده اند و منتظر ماموریت بعدی هستند بدون آنکه چیزی بر توانایی مردم افزوده شده باشد یا حتی امیدوار باشیم که زمانی بعد در حادثه دیگری اوضاع تا به همین حد ناامیدکننده نباشد.»
زلزله مهیب بم که به کشته شدن ده ها هزار انسان و بی خانمان شدن بیش از صد هزار نفر از مردم منجر شد یکی از فاجعه بارترین حوادث طبیعی دهه های اخیر شمرده می شود. از سوی دیگر این زلزله برای ایران چندان استثنایی نبود. کشور ایران در هر دهه شاهد یک زلزله به شدت مخرب و فاجعه بار است و از آخرین آن یعنی زلزله رودبار که به مرگ بیش از 40 هزار انسان و آوارگی 500 هزار نفر از مردم منجر شد کمتر از 14 سال می گذرد. در حالی که فاجعه رودبار در سکوت نسبی و بی توجهی رسانه های گذشت و به سرعت از خاطره ها زدوده شد.
زلزله بم به یکی از مهم ترین اخبار سطح جهان تبدیل شد. زند رضوی و اخلاص پور تاکید می کنند: «بی شک توسعه ارتباطات، فضای بازتر ایران و شناخته شدن بم به عنوان یک میراث تاریخی در سطح جهان عوامل مهمی در این امر به شمار می روند. یکی از مهم ترین ویژگی های خاص امدادرسانی به این حادثه، در تفاوت با سایر حوادث در ایران حضور گسترده سازمان های غیردولتی ایرانی و بین المللی بود. حضوری که با همه فاجعه باری زلزله باید از آن به عنوان یک فرصت استثنایی در جهت رشد سرمایه اجتماعی نام برد.»
135 سازمان غیردولتی در بم
وقوع زلزله و حتی زلزله های مرگبار در ایران تا حدی عادی است و در فاصله دو زلزله رودبار و زلزله بم ده ها زلزله در نقاط مختلف ایران به وقوع پیوسته است که هر کدام از پنج تا 5000 کشته داشته اند.
برای مقابله با این حوادث تاکنون افزایشی در آمادگی یا تلاشی جدی در جهت اصلاح مدیریت بحران به چشم نمی خورد. اما مساله ای که حادثه بم را تا حد زیادی از سایر حوادث طبیعی ایران متمایز می ساخت، حضور گسترده سازمان های غیردولتی ایرانی و خارجی در بم بود. بعد از زلزله بم به درخواست مقامات رسمی ایران همه نهادهای سازمان ملل که در انواع گوناگون بحران ها وارد می شوند تقریباً به صورت یکپارچه در بم حضور یافتند. OCHA، Unicef، UNDP، YNHCR، FAO، برنامه جهانی غذا ((WFP و از سوی دیگر شناخته شده ترین NGO های بین المللی مانند Oxfam، Relief، Caritas، World vision، پزشکان بدون مرز و... به ایران آمدند. حضور بیش از 135 NGO و سازمان بین المللی در روزهای اول گزارش شده است. همزمان بیش از 30 سازمان غیردولتی ایرانی نیز در بم حضور یافتند. این تجربه در واقع برای ایران کم نظیر بود. در حوادث گذشته معمولاً هلال احمر، تعداد معدودی از سازمان های بین المللی امدادرسانی اضطراری و تعداد اندکی از تشکل های ایرانی حضور داشتند.
برای مداخله در بحران و التیام بخشی به مردم آسیب دیده عرصه های فعالیت سازمان های غیردولتی بسیار متفاوت بوده است از گروه های امداد و نجات که حداکثر دو هفته در ایران اقامت داشتند تا گروه های پزشکی که بسیاری از آنها تقریباً دو ماه ماندگار شدند و در نهایت گروه هایی که به قصد بازسازی یا ارائه خدمات همه جانبه بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی به بم آمده اند و مدت زمان اقامت خود را با توجه به اجازه دولت ایران تنظیم کرده اند.
این دو پژوهشگر چند سوال را مطرح می کنند: «این مجموعه نسبتاً وسیع از سازمان های غیردولتی چه خدماتی را به مردم ارائه کرده اند؟ با توجه به مفهوم (غیردولتی) روش های ارائه خدمت رسانی توسط این سازمان ها چگونه بوده است؟ و چه تفاوت هایی با روش های دولتی داشته است؟ فعالیت هایی که این سازمان ها انجام داده اند تا چه حد در جهت بازتوانی و توانمندسازی مردم بوده است، به عبارت دیگر این فعالیت ها تا چه حد توانسته است مردم را درگیر سازد و در نتیجه به پایداری پروژه ها کمک کند؟»
مدیریت بحران و سازمان های غیردولتی
به نظر می رسد نقش و روش های سازمان های غیردولتی در مدیریت بحران نمی تواند با دیدگاه و تصوری که آنها از خود دارند چندان متفاوت باشد.
سازمان های غیردولتی در همه جهان، هنگام بحران به دخالت فعال برای ترمیم آسیب های ناشی از بحران دست می زنند. بی شک این دخالت فعال جدا از سایر دیدگاه های مربوط به عملکرد NGO ها نیست. در بسیاری از مواقع هدف صرف خدمت رسانی، اجرای چند پروژه و التیام فوری دردهای آسیب دیدگان است. اما در دهه اخیر به ویژه پس از زلزله کوبه تعریف مدیریت بحران مجدداً بازنگری شد و هدف اساسی آن اینگونه تعریف شد: «باید جامعه محلی به گونه ای بازتوانی شود که نقش آژانس های کمک رسانی بیرونی کاهش یابد و جامعه محلی بتواند کلیه کارکردهایی که آژانس های کمک رسانی برعهده می گیرند خود در کنترل بگیرد.»
تجربه« کوبه »نشان می دهد برای تقویت ظرفیت مدیریت اجتماع لازم است سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی که تجربه و دانش هدایت کردن فعالیت های اجتماعی را دارند به آموزش جامعه بپردازند، به آنها بیاموزند چگونه مسائل و نیازهای خود را شناسایی کرده و حل کنند. این ایده که «حمایت شده باید به نشانه سپاس خود حمایت کننده بعدی باشد و می تواند به عنوان کانون مرکزی تبادل تجربیات با سایر مناطق جهان شود.
سازمان های غیردولتی باید برای به دست آوردن این ظرفیت ها آموزش ببیند. آنها باید به مفاهیم پروژه های کلیت گرا و مبتنی بر جامعه واقف باشند. این مفاهیم نشان می دهد که برای مثال ساخت یک خانه، ایجاد سرویس بهداشتی و... تنها جزیی از کلیت فراگیر بازسازی است.
NGO های درگیر در پروژه PNY در مجورات اعلام می کنند فاکتورهای موفقیت کارشان برای اجرای پروژه های کلیت گرا و مبتنی بر جامعه عبارت بوده است از: تواناسازی مردم همراه با مشارکت فعال و کار گروهی و درگیر ساختنStack holder های متفاوت در جریان کار و انعطاف پذیری هنگام اجرای پروژه. از سوی دیگر سازمان های غیردولتی فعال در پروژه های بازتوانی «کوبه» اظهار می دارند علاوه بر ابتکار عمل به معنای فراهم آوردن فرصت هایی برای دیدار با مردم و گفت وگو پیرامون فعالیت های اجتماعی، حرفه ای بودن و دارای مهارت های اجتماعی شدن سازمان های غیردولتی بسیار ضروری است و باور دارند که فاکتور اساسی پایداری برنامه، علاقه مند ساختن مردم برای فعالیت اجتماعی و ترغیب آنهاست.
در گزارشی از برنامه «توانمندسازی مبتنی بر جامعه» در « کوبه »اظهار می شود که مردم آموختند برای امنیت محیط اطرافشان، در فقدان و تخریب ساختارهای دولت محلی به اجتماع خود مدیون هستند (برای مثال 80درصد نجات یافتگان توسط همسایه ها نجات یافته بودند) و باید دیدگاه های خود را از حالت منفعلانه به روش های مثبت خود اتکا تغییر دهند. در این میان انجمن های محلی و NGO ها از مهم ترین عوامل ایجادکننده فرصت برای تقویت روحیه همکاری در مردم و فعالیت های ارتباط عمومی هستند اما در این گزارش نیز تاکید می شود که برای این کار نیاز به آموزش وجود دارد.
درباره تعریف نقش سازمان های غیردولتی در مدیریت بحران نیز نظرات بسیار متفاوتی در ایران وجود دارد. از دیدگاهی که معتقد است مدیریت بحران مربوط به اعمال حاکمیت است، دولت نمی تواند اعمال حاکمیت را به یک بخش غیردولتی واگذارد ولی در مرحله ارائه خدمات امداد حین حادثه NGO ها می توانند بخشی از نیروی امداد باشند (اعتماد، 1382) تا دیدگاهی که به صورت مبهم از نقش سازمان های غیردولتی در جایگزین کردن سیستم مشارکتی به جای سیستم سنتی گفت وگو می کند و اعتقاد دارد که NGO ها می توانند شهروندان را به رفتارهای قانونمند و مفید به نظم متمایل سازند.
این بررسی حاصل مصاحبه و مشارکت مستقیم در فعالیت های 26سازمان غیردولتی ایرانی و چهار سازمان خارجی است.
در اواخر اسفند تقریباً همه NGO هایی که در شرایط اضطراری فعالیت می کردند بم را ترک کردند و NGO های باقیمانده به تدریج با پروژه های جدیدی همراه با تغییر شرایط وارد عمل شدند. به نظر می رسد برنامه سازمان های خارجی به ویژه به لحاظ جغرافیایی، روش کار بیشتر تحت تاثیر برنامه ریزی های دولت ایران قرار داشته است. برای مثال نماینده دولت در بم تعیین می کند که سازمان خارجی در کدام روستا یا منطقه ستادی بم باید خدمات خود را ارائه دهد، این کار حداقل یک جنبه مثبت دارد. برای مثال مانع تمرکز فعالیت ها در یک ناحیه نمی شود هرچند در عمل همپوشانی های زیادی نیز مشاهده شده است. به طور مشخص سازمان های خارجی در عرصه های توزیع، بهداشت، کشاورزی، ساخت و ساز و کودکان فعالیت می کردند.
آمار ورود سازمان های ایرانی تقریباً به طور دقیق در جایی ثبت نشده است. در ماه اسفند یک دفتر هماهنگی سازمان های غیردولتی در شهرداری تاسیس و سپس منحل شد و دفتر ستاد بازسازی زیرنظر نماینده آن نیز مدتی جلسات هفتگی سازمان های غیردولتی ایرانی برگزار می کرد و ظاهراً در این زمینه اطلاعات را جمع آوری کرده است.
بسیاری از این سازمان ها در گفت وگو با دکتر زند رضوی و اخلاص پور مهم ترین نقطه ضعف خود را کمبود منابع مالی همچنین فقدان آمادگی برای ورود به یک بحران اعلام کردند. برخی نیز مشکلات ارتباط خود با مردمان محلی به ویژه در روزهای اول را یک مشکل اساسی ذکر می کردند.
چگونه سازمان های غیردولتی ارتباطات محلی خود را سازماندهی کردند؟ رابطه بین NGO ها و مردمان در امر توزیع به شدت یک رابطه مبتنی بر دهندگی - گیرندگی بود. NGO ها با حضور داوطلبان غیرمحلی، در یک سو و مردمانی که تصور می کردند این کالاها برای آنها فرستاده شده است بنابراین باید به هر شیوه ممکن آن را به دست آورند،روبه رو بودند. مثال های دردناکی را می توان بیان کرد کودکانی که به راحتی برای به دست آوردن توپ یا لباس دروغ می گفتند و شاید دردناک ترین واقعه که شاهد آن بودیم، تلاش کودکان در تصاحب کتاب بود. گاه آنها تا سه جلد از یک کتاب را در زیر لباس خود پنهان کرده بودند. برای نیروی غیرمحلی در چنین شرایط بحرانی همه افراد یک شکل می شدند. گاه کسی که تنها یک بار مراجعه کرده بود به صورت توهین آمیز متهم به دریافت چندباره می شد. در یکی از محلات تصمیم گرفته شد که توزیع به صورت یک کمیته محلی باشد. تعدادی از زنان که تصور می شد می توانند نماینده زنان محله به ویژه از گروه های خویشاوندی متفاوت بودند انتخاب شدند.
اما پس از توزیع حداقل تا یک ماه شکایات متعددی می شد که کالاها توزیع خوبی نداشته اند هر چند با این روش تا حدی از تراکم انبوه افراد در جلوی چادر و در نتیجه رفتارهای ناشایست دوجانبه کاسته شد.
با گذشت زمان و عادی شدن شرایط استفاده از نیروی غیربومی هرچند داوطلب بسیار هزینه بر می شد برخی سازمان ها، نیروهای محلی را به کار گرفتند. از آنجایی که نیروی محلی نیز در شرایطی قرار ندارد که به صورت داوطلب کار کند در عین حال منابع مالی NGO ها نیز به صورت شفاف برای آنها روشن نیست. این مساله تنش های بیشتری را ایجاد کرده است. تعدادی از NGO های ایرانی از حضور داوطلبان بومی بهره برده اند. بسیاری از سازمان های بین المللی در ابتدای ورود خود به بم برای اجرای پروژه های خود در جست وجوی تشکل های محلی یا سازمان های مبتنی بر اجتماعات محلی (CBO) بوده اند. طی چهار دهه اخیر بسیاری از سازمان های محلی سنتی در ایران از بین رفته اند و در فقدان آنها سازمان های محلی مدرن نیز به وجود نیامده است، بنابراین بدیهی است که سازمان های خارجی نتوانند چنین تشکل هایی را در شهر بم بیابند. برخی تشکل های سنتی باقیمانده به ویژه در عرصه مدیریت آب (موتورپمپ وقنات) وجود دارد. متاسفانه کارشناسان دولتی مانع از اتصال مستقیم نمایندگان آنها با سازمان غیردولتی می شدند و در حد ممکن سعی می کردند تا منابع مالی NGO ها صرف طرح های ارائه شده از سوی ادارات و غالباً بدون توجه به نیازهای مردم شود و به ناچار سازمان های خارجی برای راهنمایی و اجرای پروژه به دولت متصل می شدند یا مستقلاً از طریق کادر ایرانی خود وارد عمل می شدند. غالباً کادر ایرانی سازمان های بین المللی کارشناسان جوان و مسلط به زبان انگلیسی بودند و معمولاً تصوری روشن از مشارکت اجتماعی و ارتباطات محلی نداشتند و متاسفانه به دلیل دریافت دستمزدهای دلاری به کارمندهایی غیرانعطاف پذیرتر از بسیاری از کارمندان ادارات ایرانی تبدیل می شدند. در نتیجه روش های فعالیت این سازمان های غیردولتی با دیدگاه های ادعایی آنها به ویژه در کشورهای دیگر معمولاً تطابق چندانی ندارد.
سازمان های غیردولتی حاضر در بم سوابق کاری متفاوتی داشتند اما بیش از
40 درصد آنها (15 سازمان) کمتر از سه سال سابقه کار داشته اند. جدول سابقه کار آنها را نشان می دهد.
گروه های هدف بیشتر این سازمان های غیردولتی کودکان بودند. 17 سازمان از
26 سازمان در زمینه کودکان فعالیت می کردند و حداقل هشت سازمان مراکز کودک یا مهد دایر کرده اند.
ذی نفعان پروژه های 9 سازمان غیردولتی زنان بودند و سه سازمان پروژه هایی با هدف ایجاد اشتغال برای زنان داشتند.
بسیاری از سازمان های غیردولتی ایرانی بعد از زلزله بدون پروژه مشخص و فقط به قصد خدمت رسانی و به ویژه توزیع کالاهای امدادی اهدا شده از سوی مردم به بم آمده بودند. بنابراین بیش از 50 درصد آنان به توزیع کالاهای امدادی پرداخته اند. اما بعد از مدت نسبتاً کوتاهی برای خود پروژه های معینی تعریف کرده اند که یکی از مهم ترین آنها پروژه های آموزشی برای مادران کودکان و پروژه های آموزش های فنی و حرفه ای بوده است.
اکثریت فعالان NGO ها زن هستند، تقریباً 80 درصد داوطلبانی که توسط آنها به بم اعزام شده است را نیز زنان تشکیل می دهند.
سازمان های غیردولتی ایرانی مدیریت بحران را نمی شناسند
این پژوهش نشان می دهد تقریباً هیچ کدام از سازمان های غیردولتی ایرانی، تصویر روشنی از مدیریت بحران مبتنی بر جامعه ندارند و نقش سازمان ها به عنوان مدیر و مردمان محلی نیز صرفاً به عنوان نیروی کار تعریف می شود.
اخلاص پور و زند رضوی در بررسی های خود به این نکته نیز پی برده اند که در شرایط ویژه بم، به ویژه در ارتباط مردم و سازمان های غیردولتی ایرانی دولت چندان به عنوان یک مانع عمل نکرده، بلکه روش ها و دیدگاه های خود سازمان ها تا حدی آمرانه است: «ایرانی ها تاکنون مشق دموکراسی نکرده اند. هنوز بسیاری از فعالان غیردولتی به ویژه آنها که از تهران آمده اند خود را بسیار آگاه تر و مطلع تر از نیروهای موجود در منطقه می دانند. بی اعتمادی و عدم واگذاری فعالیت ها به مردم و استفاده از روش های معمول دولتی حتی با انتقاد هم روبه رو نمی شود. در روش های سازمان های خارجی نیز تفاوت چشمگیری مشاهده نمی شود بنابراین نمی توان امیدوار بود که حضور تعدادی از فعالان ایرانی در برخی از سازمان های خارجی به تغییر دیدگاه ها و روش ها منجر شود.»
پژوهش فوق در بررسی انتقادی حضور سازمان های غیردولتی و نقش مدیریتی آنها در حادثه بم، نتیجه می گیرد: «سازمان های غیردولتی باید آموزش های مدیریت بحران مبتنی بر اوضاع محلی را فراگیرند. آنها باید بیاموزند که چگونه می توان هم قبل از حادثه و هم بعد از حادثه مردمان را سازماندهی و در نتیجه پایداری پروژه هایی که برای آنان هزینه، زمان و منابع انسانی صرف شده است را تضمین کرد. بدون مشارکت همه جانبه مردم آسیب دیده همه ما تنها کارمندان سازمان هایی خواهیم بود که ماموریت خود را به پایان رسانده اند و منتظر ماموریت بعدی هستند بدون آنکه چیزی بر توانایی مردم افزوده شده باشد یا حتی امیدوار باشیم که زمانی بعد در حادثه دیگری اوضاع تا به همین حد ناامیدکننده نباشد.»
زلزله مهیب بم که به کشته شدن ده ها هزار انسان و بی خانمان شدن بیش از صد هزار نفر از مردم منجر شد یکی از فاجعه بارترین حوادث طبیعی دهه های اخیر شمرده می شود. از سوی دیگر این زلزله برای ایران چندان استثنایی نبود. کشور ایران در هر دهه شاهد یک زلزله به شدت مخرب و فاجعه بار است و از آخرین آن یعنی زلزله رودبار که به مرگ بیش از 40 هزار انسان و آوارگی 500 هزار نفر از مردم منجر شد کمتر از 14 سال می گذرد. در حالی که فاجعه رودبار در سکوت نسبی و بی توجهی رسانه های گذشت و به سرعت از خاطره ها زدوده شد.
زلزله بم به یکی از مهم ترین اخبار سطح جهان تبدیل شد. زند رضوی و اخلاص پور تاکید می کنند: «بی شک توسعه ارتباطات، فضای بازتر ایران و شناخته شدن بم به عنوان یک میراث تاریخی در سطح جهان عوامل مهمی در این امر به شمار می روند. یکی از مهم ترین ویژگی های خاص امدادرسانی به این حادثه، در تفاوت با سایر حوادث در ایران حضور گسترده سازمان های غیردولتی ایرانی و بین المللی بود. حضوری که با همه فاجعه باری زلزله باید از آن به عنوان یک فرصت استثنایی در جهت رشد سرمایه اجتماعی نام برد.»
135 سازمان غیردولتی در بم
وقوع زلزله و حتی زلزله های مرگبار در ایران تا حدی عادی است و در فاصله دو زلزله رودبار و زلزله بم ده ها زلزله در نقاط مختلف ایران به وقوع پیوسته است که هر کدام از پنج تا 5000 کشته داشته اند.
برای مقابله با این حوادث تاکنون افزایشی در آمادگی یا تلاشی جدی در جهت اصلاح مدیریت بحران به چشم نمی خورد. اما مساله ای که حادثه بم را تا حد زیادی از سایر حوادث طبیعی ایران متمایز می ساخت، حضور گسترده سازمان های غیردولتی ایرانی و خارجی در بم بود. بعد از زلزله بم به درخواست مقامات رسمی ایران همه نهادهای سازمان ملل که در انواع گوناگون بحران ها وارد می شوند تقریباً به صورت یکپارچه در بم حضور یافتند. OCHA، Unicef، UNDP، YNHCR، FAO، برنامه جهانی غذا ((WFP و از سوی دیگر شناخته شده ترین NGO های بین المللی مانند Oxfam، Relief، Caritas، World vision، پزشکان بدون مرز و... به ایران آمدند. حضور بیش از 135 NGO و سازمان بین المللی در روزهای اول گزارش شده است. همزمان بیش از 30 سازمان غیردولتی ایرانی نیز در بم حضور یافتند. این تجربه در واقع برای ایران کم نظیر بود. در حوادث گذشته معمولاً هلال احمر، تعداد معدودی از سازمان های بین المللی امدادرسانی اضطراری و تعداد اندکی از تشکل های ایرانی حضور داشتند.
برای مداخله در بحران و التیام بخشی به مردم آسیب دیده عرصه های فعالیت سازمان های غیردولتی بسیار متفاوت بوده است از گروه های امداد و نجات که حداکثر دو هفته در ایران اقامت داشتند تا گروه های پزشکی که بسیاری از آنها تقریباً دو ماه ماندگار شدند و در نهایت گروه هایی که به قصد بازسازی یا ارائه خدمات همه جانبه بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی به بم آمده اند و مدت زمان اقامت خود را با توجه به اجازه دولت ایران تنظیم کرده اند.
این دو پژوهشگر چند سوال را مطرح می کنند: «این مجموعه نسبتاً وسیع از سازمان های غیردولتی چه خدماتی را به مردم ارائه کرده اند؟ با توجه به مفهوم (غیردولتی) روش های ارائه خدمت رسانی توسط این سازمان ها چگونه بوده است؟ و چه تفاوت هایی با روش های دولتی داشته است؟ فعالیت هایی که این سازمان ها انجام داده اند تا چه حد در جهت بازتوانی و توانمندسازی مردم بوده است، به عبارت دیگر این فعالیت ها تا چه حد توانسته است مردم را درگیر سازد و در نتیجه به پایداری پروژه ها کمک کند؟»
مدیریت بحران و سازمان های غیردولتی
به نظر می رسد نقش و روش های سازمان های غیردولتی در مدیریت بحران نمی تواند با دیدگاه و تصوری که آنها از خود دارند چندان متفاوت باشد.
سازمان های غیردولتی در همه جهان، هنگام بحران به دخالت فعال برای ترمیم آسیب های ناشی از بحران دست می زنند. بی شک این دخالت فعال جدا از سایر دیدگاه های مربوط به عملکرد NGO ها نیست. در بسیاری از مواقع هدف صرف خدمت رسانی، اجرای چند پروژه و التیام فوری دردهای آسیب دیدگان است. اما در دهه اخیر به ویژه پس از زلزله کوبه تعریف مدیریت بحران مجدداً بازنگری شد و هدف اساسی آن اینگونه تعریف شد: «باید جامعه محلی به گونه ای بازتوانی شود که نقش آژانس های کمک رسانی بیرونی کاهش یابد و جامعه محلی بتواند کلیه کارکردهایی که آژانس های کمک رسانی برعهده می گیرند خود در کنترل بگیرد.»
تجربه« کوبه »نشان می دهد برای تقویت ظرفیت مدیریت اجتماع لازم است سازمان های غیردولتی و غیرانتفاعی که تجربه و دانش هدایت کردن فعالیت های اجتماعی را دارند به آموزش جامعه بپردازند، به آنها بیاموزند چگونه مسائل و نیازهای خود را شناسایی کرده و حل کنند. این ایده که «حمایت شده باید به نشانه سپاس خود حمایت کننده بعدی باشد و می تواند به عنوان کانون مرکزی تبادل تجربیات با سایر مناطق جهان شود.
سازمان های غیردولتی باید برای به دست آوردن این ظرفیت ها آموزش ببیند. آنها باید به مفاهیم پروژه های کلیت گرا و مبتنی بر جامعه واقف باشند. این مفاهیم نشان می دهد که برای مثال ساخت یک خانه، ایجاد سرویس بهداشتی و... تنها جزیی از کلیت فراگیر بازسازی است.
NGO های درگیر در پروژه PNY در مجورات اعلام می کنند فاکتورهای موفقیت کارشان برای اجرای پروژه های کلیت گرا و مبتنی بر جامعه عبارت بوده است از: تواناسازی مردم همراه با مشارکت فعال و کار گروهی و درگیر ساختنStack holder های متفاوت در جریان کار و انعطاف پذیری هنگام اجرای پروژه. از سوی دیگر سازمان های غیردولتی فعال در پروژه های بازتوانی «کوبه» اظهار می دارند علاوه بر ابتکار عمل به معنای فراهم آوردن فرصت هایی برای دیدار با مردم و گفت وگو پیرامون فعالیت های اجتماعی، حرفه ای بودن و دارای مهارت های اجتماعی شدن سازمان های غیردولتی بسیار ضروری است و باور دارند که فاکتور اساسی پایداری برنامه، علاقه مند ساختن مردم برای فعالیت اجتماعی و ترغیب آنهاست.
در گزارشی از برنامه «توانمندسازی مبتنی بر جامعه» در « کوبه »اظهار می شود که مردم آموختند برای امنیت محیط اطرافشان، در فقدان و تخریب ساختارهای دولت محلی به اجتماع خود مدیون هستند (برای مثال 80درصد نجات یافتگان توسط همسایه ها نجات یافته بودند) و باید دیدگاه های خود را از حالت منفعلانه به روش های مثبت خود اتکا تغییر دهند. در این میان انجمن های محلی و NGO ها از مهم ترین عوامل ایجادکننده فرصت برای تقویت روحیه همکاری در مردم و فعالیت های ارتباط عمومی هستند اما در این گزارش نیز تاکید می شود که برای این کار نیاز به آموزش وجود دارد.
درباره تعریف نقش سازمان های غیردولتی در مدیریت بحران نیز نظرات بسیار متفاوتی در ایران وجود دارد. از دیدگاهی که معتقد است مدیریت بحران مربوط به اعمال حاکمیت است، دولت نمی تواند اعمال حاکمیت را به یک بخش غیردولتی واگذارد ولی در مرحله ارائه خدمات امداد حین حادثه NGO ها می توانند بخشی از نیروی امداد باشند (اعتماد، 1382) تا دیدگاهی که به صورت مبهم از نقش سازمان های غیردولتی در جایگزین کردن سیستم مشارکتی به جای سیستم سنتی گفت وگو می کند و اعتقاد دارد که NGO ها می توانند شهروندان را به رفتارهای قانونمند و مفید به نظم متمایل سازند.
این بررسی حاصل مصاحبه و مشارکت مستقیم در فعالیت های 26سازمان غیردولتی ایرانی و چهار سازمان خارجی است.
در اواخر اسفند تقریباً همه NGO هایی که در شرایط اضطراری فعالیت می کردند بم را ترک کردند و NGO های باقیمانده به تدریج با پروژه های جدیدی همراه با تغییر شرایط وارد عمل شدند. به نظر می رسد برنامه سازمان های خارجی به ویژه به لحاظ جغرافیایی، روش کار بیشتر تحت تاثیر برنامه ریزی های دولت ایران قرار داشته است. برای مثال نماینده دولت در بم تعیین می کند که سازمان خارجی در کدام روستا یا منطقه ستادی بم باید خدمات خود را ارائه دهد، این کار حداقل یک جنبه مثبت دارد. برای مثال مانع تمرکز فعالیت ها در یک ناحیه نمی شود هرچند در عمل همپوشانی های زیادی نیز مشاهده شده است. به طور مشخص سازمان های خارجی در عرصه های توزیع، بهداشت، کشاورزی، ساخت و ساز و کودکان فعالیت می کردند.
آمار ورود سازمان های ایرانی تقریباً به طور دقیق در جایی ثبت نشده است. در ماه اسفند یک دفتر هماهنگی سازمان های غیردولتی در شهرداری تاسیس و سپس منحل شد و دفتر ستاد بازسازی زیرنظر نماینده آن نیز مدتی جلسات هفتگی سازمان های غیردولتی ایرانی برگزار می کرد و ظاهراً در این زمینه اطلاعات را جمع آوری کرده است.
بسیاری از این سازمان ها در گفت وگو با دکتر زند رضوی و اخلاص پور مهم ترین نقطه ضعف خود را کمبود منابع مالی همچنین فقدان آمادگی برای ورود به یک بحران اعلام کردند. برخی نیز مشکلات ارتباط خود با مردمان محلی به ویژه در روزهای اول را یک مشکل اساسی ذکر می کردند.
چگونه سازمان های غیردولتی ارتباطات محلی خود را سازماندهی کردند؟ رابطه بین NGO ها و مردمان در امر توزیع به شدت یک رابطه مبتنی بر دهندگی - گیرندگی بود. NGO ها با حضور داوطلبان غیرمحلی، در یک سو و مردمانی که تصور می کردند این کالاها برای آنها فرستاده شده است بنابراین باید به هر شیوه ممکن آن را به دست آورند،روبه رو بودند. مثال های دردناکی را می توان بیان کرد کودکانی که به راحتی برای به دست آوردن توپ یا لباس دروغ می گفتند و شاید دردناک ترین واقعه که شاهد آن بودیم، تلاش کودکان در تصاحب کتاب بود. گاه آنها تا سه جلد از یک کتاب را در زیر لباس خود پنهان کرده بودند. برای نیروی غیرمحلی در چنین شرایط بحرانی همه افراد یک شکل می شدند. گاه کسی که تنها یک بار مراجعه کرده بود به صورت توهین آمیز متهم به دریافت چندباره می شد. در یکی از محلات تصمیم گرفته شد که توزیع به صورت یک کمیته محلی باشد. تعدادی از زنان که تصور می شد می توانند نماینده زنان محله به ویژه از گروه های خویشاوندی متفاوت بودند انتخاب شدند.
اما پس از توزیع حداقل تا یک ماه شکایات متعددی می شد که کالاها توزیع خوبی نداشته اند هر چند با این روش تا حدی از تراکم انبوه افراد در جلوی چادر و در نتیجه رفتارهای ناشایست دوجانبه کاسته شد.
با گذشت زمان و عادی شدن شرایط استفاده از نیروی غیربومی هرچند داوطلب بسیار هزینه بر می شد برخی سازمان ها، نیروهای محلی را به کار گرفتند. از آنجایی که نیروی محلی نیز در شرایطی قرار ندارد که به صورت داوطلب کار کند در عین حال منابع مالی NGO ها نیز به صورت شفاف برای آنها روشن نیست. این مساله تنش های بیشتری را ایجاد کرده است. تعدادی از NGO های ایرانی از حضور داوطلبان بومی بهره برده اند. بسیاری از سازمان های بین المللی در ابتدای ورود خود به بم برای اجرای پروژه های خود در جست وجوی تشکل های محلی یا سازمان های مبتنی بر اجتماعات محلی (CBO) بوده اند. طی چهار دهه اخیر بسیاری از سازمان های محلی سنتی در ایران از بین رفته اند و در فقدان آنها سازمان های محلی مدرن نیز به وجود نیامده است، بنابراین بدیهی است که سازمان های خارجی نتوانند چنین تشکل هایی را در شهر بم بیابند. برخی تشکل های سنتی باقیمانده به ویژه در عرصه مدیریت آب (موتورپمپ وقنات) وجود دارد. متاسفانه کارشناسان دولتی مانع از اتصال مستقیم نمایندگان آنها با سازمان غیردولتی می شدند و در حد ممکن سعی می کردند تا منابع مالی NGO ها صرف طرح های ارائه شده از سوی ادارات و غالباً بدون توجه به نیازهای مردم شود و به ناچار سازمان های خارجی برای راهنمایی و اجرای پروژه به دولت متصل می شدند یا مستقلاً از طریق کادر ایرانی خود وارد عمل می شدند. غالباً کادر ایرانی سازمان های بین المللی کارشناسان جوان و مسلط به زبان انگلیسی بودند و معمولاً تصوری روشن از مشارکت اجتماعی و ارتباطات محلی نداشتند و متاسفانه به دلیل دریافت دستمزدهای دلاری به کارمندهایی غیرانعطاف پذیرتر از بسیاری از کارمندان ادارات ایرانی تبدیل می شدند. در نتیجه روش های فعالیت این سازمان های غیردولتی با دیدگاه های ادعایی آنها به ویژه در کشورهای دیگر معمولاً تطابق چندانی ندارد.
جستجو
عکس خبری

پر بیننده ترین اخبار
نقش مهم حنجره در زندگی انسان
کشمکش پرسپولیس و سازمان لیگ تشدید شد
هشدار انتخاباتی رفسنجانی:
معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان خبر داد
سرمایه گذاران به انتظار تشویق می شوند
