اتوماسیون اداری و مالی پیوست
شماره 901 ، دوشنبه،18 آذر ، 1387
 
 
عباس عبدی : در روزها و هفته های گذشته به طور مکرر از زبان مسوولان دولت وضع اقتصادی ایران به گونه ای تشریح شده است که مدعی اند بحران اقتصادی جهان بر ما بی اثر بوده. اگر واقعاً چنین چیزی درست باشد آیا باید خوشحال باشیم یا ناراحت؟ اول ببینیم که آیا این گزاره مطابق با واقع هست یا خیر؟
اولین نتیجه بحران اقتصادی جهان کاهش قیمت نفت است. قیمت آن از نزدیک به 150 دلار در بشکه در تابستان سال جاری اکنون به حدود 40 دلار در هر بشکه رسیده است. خوب حتماً اقتصاد ما در وضعیتی قرار دارد که برایش فرقی نمی کند که نفت با 150 دلار یا 40 دلار فروخته شود. این ادعا در صورتی درست است که مابه التفاوت درآمد مذکور در گذشته وارد رگ های اقتصاد کشور نمی شد و در جاهای دیگر هزینه می شد. بنابراین ممکن است افزایش و کاهش قیمت نفت از این حیث تاثیری بر اقتصاد جامعه ما نداشته است.نتیجه دیگر بحران مذکور کاهش قیمت برخی کالاها از جمله فولاد و مواد پتروشیمی و... است قیمت آهن در ایران نیز از تابستان امسال تاکنون تقریباً نصف شده است و برخی کالاهای مهم دیگر هم به همین سرنوشت دچار شده اند و لذا شاخص بورس اکنون به مرز 9 هزار نزدیک و شاید چیزی حدود 30 درصد ارزش خود را طی چند ماه اخیر از دست داده است. شاید بتوان گفت ادعای گوینده آن گزاره هنوز نقض نشده است زیرا از نظر وی چنین تاثیری چندان اهمیتی ندارد و قابل چشم پوشی است. به علاوه از نظر آنان ارزان شدن آهن این حسن را دارد که مسکن را هم ارزان می کند و این هم از نتایج مثبت بحران اقتصادی جهان برای ما.با این وضعی که در اقتصاد جهان رخ داده سرمایه گذاری در منابع نفتی با وضع بغرنجی مواجه می شود زیرا سرمایه گذاری در آنها به صرفه نخواهد بود و این مسأله برای ایران که تحت تحریم است بیشتر نمود خواهد داشت. با کاهش بازدهی چاه های نفت کشور و وارد نشدن ظرفیت های تولیدی جدید حتماً باید از خیر صادرات نفت هم بگذریم. البته باز هم می توان گفت که ادعای گوینده آن گزاره کماکان نقض نشده است زیرا قبل از بحران هم به علت تحریم در صنایع نفت سرمایه گذاری مناسب و پیش بینی شده را نداشتیم بنابراین بحران اقتصادی از این حیث هم بر اقتصاد ما بی تاثیر است. به علاوه وقتی می توانیم کشور را با نفت پنج دلاری (که این پنج دلار هزینه تولیدش است) اداره کنیم پس کاهش تولید نفت به معنای مشکل برای اقتصاد ما نخواهد بود.بحران اقتصادی جهان موجب کاهش مصرف مردم مغرب زمین می شود. این کاهش در مرحله اول در کالاهای پرکشش مثل فرش و زعفران و پسته رخ می دهد و قیمت این کالاهای صادراتی کم می شود و تولیدکنندگان آن در ایران دچار مشکل خواهند شد. البته باز هم گزاره مذکور نقض نمی شود، زیرا می توان گفت چه بهتر، مردم ما خودشان به این کالاها بیشتر نیازمند هستند و تولید کننده به جای صادرات آنها را در داخل می فروشد و به نفع مردم می شود،به علاوه برخی منافع هم از بحران اقتصادی نصیب ما می شود. از جمله اینکه غربی ها مجبورند دایره مهاجرت را تنگ تر کنند و اتباع خارجی از جمله ایرانی ها تحت فشار شغلی بیشتری قرار می گیرند و مجبورند به وطن برگردند یا از وطن نروند و آمار فرار مغزهای ما کم می شود. اما نه؛ مثل اینکه این یکی را باید از آثار منفی بحران اقتصادی دانست، زیرا ماندن اینان یا برگشتن آنان موجب مشکلاتی سیاسی هم می شود. حداقل اینکه این منفعتش با آن ضرر خنثی می شود و مجموعاً بی اثر می شود.بهتر است این سیاهه را ادامه نداد. چون ما مثل گربه مرتضی علی هستیم. هر جور ما را بالا بیندازند، آخر الامر چهار دست و پا پایین می آییم و خلاصه مطلب اینکه بحران اقتصادی جهان نمی تواند بر ما اثر داشته باشد، بحثی هم در این مورد نیست. ما هم به ناچار می پذیریم.در صورت پذیرش این ادعا اجباراً باید معنای گزاره خلاف آن را نیز پذیرفت. یعنی در صورت بهبود و رشد اقتصاد جهان ما از این بهبود منفعتی نخواهیم برد. درست مثل جزیره ای خواهیم بود که هیچ ارتباطی با جهان خارج ندارد. به معنای روشن تر فاقد هر نوع مزیت نسبی برای تولید و اقتصاد هستیم. هیچ یک از تولیدات چنین جامعه ای مفید فایده هیچ جامعه دیگری نیست و چون چیزی برای عرضه ندارد توان دریافت چیزی را هم ندارد و این همان واقعیت ناخوشایندی است که طی سه سال گذشته بر اقتصاد ایران رفته است و در ادامه نیز خواهد رفت. تاثیرپذیری از اقتصاد جهانی نه تنها نکته منفی نیست که مثبت هم هست. البته این تاثیرات گاه منفی است و گاه مثبت اما چون مجموع اقتصاد جهانی رو به رشد است مجموع تاثیرات باید مثبت باشد و با اندیشیدن تمهیداتی می توان تاثیرات منفی را هم کمتر کرد و از تاثیرات مثبت آن بهره بیشتری برد. چگونه؟ اگر طی این سه سال با مصرف و اتلاف منابع عظیم ارزی (به ویژه وقتی که دلار در ارزش های پایین خود بود) آنها را نابود نمی کردیم و اقتصاد خود را وابسته تر به نفت نمی کردیم طبعاً از بهبود اقتصاد جهانی منتفع می شدیم و با حفظ آن منابع امروز می توانستیم با خیال راحت از ارز های مذکور که با ارزش تر هم شده استفاده کنیم اما چه می توان کرد که با تکرار مکررات فقط خاطر خود و خوانندگان را ملول می کنیم. اما نگفتن هم درد و ملالت بزرگ تری را ایجاد می کند.
لطفا فرم زیر را پر کنید. فیلد های الزامی با ستاره مشخص شده اند.
  1. • نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.
    • ایمیل شما نزد ما باقی Ù…ÛŒ ماند Ùˆ منتشر نمی شود.
جستجو
پر بیننده ترین اخبار
با وجود پایان مهلت یک ساله دولت
«مرد هزار چهره» کنسرت برگزار می کند
تلاش دولت و مجلس برای تعامل ادامه دارد
گردش مالی یک روزه 10 میلیارد تومان برآورد شد
آمار 40 درصدی وزارت بازرگانی دقیق نیست