دکتر ابراهیم متقی:
، مریم مهدوی اصل: در حالی که دولت نومحافظه کار بوش روزهای پایانی خودش را سپری می کند، باراک اوبامای تازه نفس در حال انتخاب اعضای کابینه اش است تا قبل از 30 دی ماه که زمان ورودش به کاخ سفید است آماده ریاست بر آمریکا باشد.احتمال مذاکره مستقیم آمریکا با ایران که مخالفت برخی کشورهای اروپایی را منجر شده است از یک سو و تصویب معاهده امنیتی آمریکا - عراق که نمی توان نفوذ ایران در تعدیل برخی از مواد آن را نادیده گرفت، از سوی دیگر از جمله محورهایی است که در گفت وگو با دکتر ابراهیم متقی مطرح کرده و نظر وی را جویا شده ایم.
این استاد روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در خصوص روابط تهران - واشنگتن می گوید: «بسیاری از زمامداران و تحلیلگران به این جمع بندی رسیده اند که به قدرت رسیدن اوباما، تضادهای ایران و آمریکا را کاهش می دهد و زمینه برای مصالحه فراهم می شود. این ادراک نادرست ناشی از سیاست های تبلیغاتی اوباماست.»
این متخصص امور مربوط به ایالات متحده آمریکا و مسائل استراتژیک در ادامه می افزاید: «اروپایی ها بیش از آمریکا دارای سیاست های تعارضی و خصمانه در رابطه با ایران هستند. در چنین شرایطی نمی توانیم این فکر را داشته باشیم که آمریکا سیاست کاملاً متفاوتی را از اروپایی ها در پیش می گیرد.»
مشروح مصاحبه با این کارشناس روابط بین الملل در پی می آید:
¦اگر مبنا را بر این بگذاریم که در دوره حکومت نومحافظه کاران به رهبری بوش در آمریکا، اعمال فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی طی 30 سال گذشته علیه ایران به اوج خود رسید، با آمدن باراک اوباما از حزب دموکرات ها که هنگام شعارهای تبلیغاتی خود گفت وارد مذاکره مستقیم با ایران می شود، آیا به مرور زمان بهبودی بین روابط دو کشور ایجاد می شود؟
ادراک عمومی جامعه ایران در ارتباط با تحولات آمریکا ماهیتی دوگانه داشته است. در مرحله اول، بسیاری از زمامداران، تحلیلگران و همچنین نظریه پردازان به این جمع بندی رسیده اند که به قدرت رسیدن اوباما، موقعیت ایران را در سیاست بین الملل ارتقا خواهد داد، تضادهای ایران و آمریکا کاهش پیدا می کند و زمینه برای نیل به مصالحه فراهم خواهد شد. این ادراک نادرست ناشی از سیاست های تبلیغاتی اوباما بود. زمانی که اوباما در فضای تبلیغات سیاسی قرار داشت، این موضوع را در انتقاد از سیاست خارجی بوش مطرح کرد که آمریکایی ها باید با کشورهای مختلف تعارض را کاهش دهند و به طور مثال با ایران در بالاترین سطح دیدار داشته باشند.
تا به حال نگاه آمریکایی ها برای دیدار با مقامات ایرانی، مبتنی بر پیش شرط بوده است و طبعاً پیش شرط های آمریکا با اهداف و منافع جمهوری اسلامی ایران سازگاری نداشته است. تنها نشانه ای از دیدار متقابل که بدون پیش شرط انجام پذیرفت و به نوعی آن دیدار هم ماهیت بدون نتیجه داشت، اجلاسیه ژنو بود که گروه 1+5 با حضور ایران تشکیل جلسه داد و در نتیجه نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در آن اجلاس هم نقش آفرینی کرد.
به هر ترتیب چنین دیدگاه و تفکری در ذهن برخی مجریان ایرانی درباره انجام دیدار متقابل شکل گرفته و جدی تلقی شد و به گونه ای این ذهنیت برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارور شد که آقای احمدی نژاد به اوباما، به عنوان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تبریک گفت البته در ادامه نامه تبریک احمدی نژاد توصیه هایی را هم برای سیاست خارجی آمریکا به اوباما داشت که آمریکایی ها زیاد تمایلی به شنیدن چنین توصیه هایی ندارند. به قول انگلیسی ها، آمریکایی ها همانند پسر جوان جسوری هستند که با منطق فاصله دارند و حرف انگلیسی ها این است که نمی شود جلوی آنها را هم به خاطر جسارتشان یا رفتار غیرمنطقی شان گرفت بنابراین این جوان جسور و بی منطق دوست ندارد که توصیه های یک مقام اجرایی کشور در حال توسعه ای همانند ایران را مورد پذیرش قرار دهد بنابراین این مرحله اول در رابطه با شعارهای سیاست خارجی اوباما در قبال ایران بود.
در مرحله دوم زمانی که اوباما انتصابات جدیدی را انجام داد، فازهای معکوس وجود داشت. در واقع فردی به نام ره امانوئل در حالی از سوی باراک اوباما رئیس ستاد کاخ سفید آ مریکا شد که از نقش بسیار جدی در تنظیم معادلات سیاسی برخوردار می شود.
همه امانوئل را به عنوان «رامبو» می شناسند و این به معنای آن است که امانوئل سیاست هایی را در رابطه با ایران سازماندهی می کند که ماهیت افراطی خواهد داشت بنابراین شرایط موجود در مقایسه با سال 2001 که جورج بوش به قدرت رسید برای ایران مطلوب تر نخواهد بود. فضای موجود نشان می دهد شرایط فعلی همانند دوران گذشته است که براساس موضوعی به نام «دیپلماسی فشار» ادامه پیدا می کند. در واقع آمریکایی ها نه انعطاف لازم را برای پذیرش ایران دارند و نه ساختار آنها اجازه می دهد که با ایران الگوی ارتباطی جدیدی را برقرار کنند و نه اینکه توانایی این را دارند که در شرایط موجود که در عراق و افغانستان درگیری نظامی دارند با ایران در فضای جدال نظامی قرار بگیرند بنابراین الگوی آمریکایی ها محدودسازی قدرت ایران از طریق قطعنامه هایی است که تاثیرات خود را در رابطه با اقتصاد ایران به جا گذاشته است. در عین حال ممکن است این قطعنامه ها اگر شدت بیشتری پیدا کند ایران را از درآمدهای نفتی و همچنین نقش آفرینی موثرتر در اقتصاد جهانی و سیاست منطقه ای باز بدارد.
¦آیا انتخاب خانم کلینتون برای پست وزارت خارجه آمریکا از طرف اوباما به مفهوم این نیست که رئیس جمهوری آمریکا می خواهد همان شعارهای تبلیغاتی خانم کلینتون در مورد ایران را دنبال کند و از شعارهای تبلیغاتی خودش فاصله بگیرد؟
اگر چه رئیس جمهوری آمریکا نقش محوری خاصی را در ارتباط با سیاست خارجی دارد اما از آزادی عمل همه جانبه ای هم برخوردار نیست.
سیاست خارجی آمریکا در یک فرآیند کاملاً پیچیده تنظیم می شود و گزینه های مختلف توسط کارشناس ها ارائه می شود بنابراین در وضعیت جدید به هیچ وجه اوباما قادر نخواهد بود خوشبینی های دور رقابت های انتخاباتی اش را به حوزه اجرایی تسری بخشد البته اولویت اصلی برای اوباما عبور از بحران اقتصادی است به همین دلیل است که اولین تصمیم رسمی اش را باید در ارتباط با تنظیم لایحه ای دانست که به موجب آن 500 میلیارد دلار دیگر وارد حوزه اقتصاد آمریکا می شود یعنی اوباما هم چاره ای نخواهد داشت جز اینکه سیاست های انبساطی را در رابطه با اقتصاد رکود زده آمریکا در پیش بگیرد.
¦ارزیابی شما از نگرانی برخی کشورهای اتحادیه اروپا درخصوص احتمال مذاکره مستقیم تهران- واشنگتن چیست؟
به طور کلی سیاست های اروپا در برخورد با ایران، فراتر از سیاست های آمریکا در مورد مسائل هسته ای، تهدیدآمیز است. شما به مواضع دوستانه و مسالمت جویانه خاویر سولانا به عنوان مغز متفکر سیاست خارجی اروپایی نگاه نکنید. کار ویژه سولانا، گسترش دیپلماسی است و تصمیم گیری اجرایی را کشورهای اروپایی اتخاذ می کنند بنابراین اروپایی ها بیش از آمریکا دارای سیاست های تعارضی و خصمانه در رابطه با ایران هستند.
در چنین شرایط و فضایی نمی توانیم این طرز فکر را داشته باشیم که آمریکا سیاست کاملاً متفاوتی را از اروپایی ها در پیش می گیرد. در دوره اوباما، مطمئناً موازنه گرایی در سیاست خارجی آمریکا ارتقای بیشتری پیدا می کند و این موازنه گرایی به مفهوم هماهنگی بیشتر آمریکا و اروپا در برخورد با ایران است اما موازنه گرایی آمریکا و اروپا هیچگاه مطلوبیت امنیتی را در رابطه با موضوعات هسته ای برای ایران ایجاد نخواهد کرد.
¦شما وضعیت معاهده امنیتی آمریکا و عراق را با توجه به نفوذ ایران برای تعدیل این معاهده که در مرحله تصویب نهایی پیش نویس آن است، چگونه می بینید؟
به طور کلی، معاهده امنیتی
آمریکا- عراق، روح آمریکایی دارد یعنی اینکه می خواهد منافع میان مدت آمریکا را در رابطه با عراق تثبیت کند و زمینه های خروج مرحله ای و آبرومندانه آمریکا از عراق را به وجود آورد اما این امر در مراحل مختلفی شکل خواهد گرفت یعنی در زمان محدودی انجام نخواهد شد.آمریکایی ها ناچارند برای حضورشان در عراق چنین پیمان امنیتی را با عراقی ها امضا کنند به این دلیل که شورای امنیت تنها تا دسامبر 2008 وضعیت قیمومت را در رابطه با آمریکا و عراق پذیرفته است. از دسامبر 2008 به بعد، عراق از وضعیت قیمومت خارج خواهد شد یعنی امروز دولت عراق قدرت اجرایی محدودی دارد. دولت عراق ناچار است در شرایط قیمومت، کارگزار سیاست های آمریکایی باشد اما از ژانویه 2009 این وضعیت تغییر پیدا می کند بنابراین این قرارداد امنیتی می خواهد زمینه لازم را برای حضور آمریکایی ها در عراق فراهم کند، این حضور براساس چنین قراردادی باید بر مبنای درخواست دولت عراق انجام بگیرد بنابراین تا دسامبر 2008 حضور آمریکایی ها در عراق در چارچوب تهاجم نظامی و وضعیت قیمومت و شرایط کشور اشغالگر تعریف می شود اما از ژانویه سال آینده، این وضعیت تغییر پیدا می کند بنابراین چون آمریکایی ها شدیداً به چنین قرارداد امنیتی نیاز دارند می توانند انعطاف لازم را هم در رابطه با تعدیل این معاهده امنیتی داشته باشند.
¦به عنوان سوال آخر، این معاهده امنیتی تعدیل شده آمریکا - عراق همچنان چه خطراتی را می تواند برای ایران به عنوان یکی از کشورهای همسایه عراق در پی داشته باشد؟
در اصل، بحث حضور نظامی آمریکا اگر در ترکیب با سیاست های عربستان در منطقه باشد، مطمئناً تهدیدآمیز خواهد بود یعنی اینکه موقعیت شیعیان تنزل پیدا می کند، تضادهای منطقه ای گسترش پیدا می کند و از همه مهم تر اینکه آمریکایی ها بخشی از پایگاه های نظامی شان را در حوزه مرزهای ایران برقرار می کنند، خود این مساله یعنی استقرار نظامی آمریکا در کنار مرز ایران، حساسیت های امنیتی بیشتری را به وجود می آورد. زمانی که پایگاه نظامی آمریکا در کنار مرز ایران وجود داشته باشد، طبیعی است که این پایگاه زمینه تعارض را هم به وجود خواهد آورد.
این متخصص امور مربوط به ایالات متحده آمریکا و مسائل استراتژیک در ادامه می افزاید: «اروپایی ها بیش از آمریکا دارای سیاست های تعارضی و خصمانه در رابطه با ایران هستند. در چنین شرایطی نمی توانیم این فکر را داشته باشیم که آمریکا سیاست کاملاً متفاوتی را از اروپایی ها در پیش می گیرد.»
مشروح مصاحبه با این کارشناس روابط بین الملل در پی می آید:
¦اگر مبنا را بر این بگذاریم که در دوره حکومت نومحافظه کاران به رهبری بوش در آمریکا، اعمال فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی طی 30 سال گذشته علیه ایران به اوج خود رسید، با آمدن باراک اوباما از حزب دموکرات ها که هنگام شعارهای تبلیغاتی خود گفت وارد مذاکره مستقیم با ایران می شود، آیا به مرور زمان بهبودی بین روابط دو کشور ایجاد می شود؟
ادراک عمومی جامعه ایران در ارتباط با تحولات آمریکا ماهیتی دوگانه داشته است. در مرحله اول، بسیاری از زمامداران، تحلیلگران و همچنین نظریه پردازان به این جمع بندی رسیده اند که به قدرت رسیدن اوباما، موقعیت ایران را در سیاست بین الملل ارتقا خواهد داد، تضادهای ایران و آمریکا کاهش پیدا می کند و زمینه برای نیل به مصالحه فراهم خواهد شد. این ادراک نادرست ناشی از سیاست های تبلیغاتی اوباما بود. زمانی که اوباما در فضای تبلیغات سیاسی قرار داشت، این موضوع را در انتقاد از سیاست خارجی بوش مطرح کرد که آمریکایی ها باید با کشورهای مختلف تعارض را کاهش دهند و به طور مثال با ایران در بالاترین سطح دیدار داشته باشند.
تا به حال نگاه آمریکایی ها برای دیدار با مقامات ایرانی، مبتنی بر پیش شرط بوده است و طبعاً پیش شرط های آمریکا با اهداف و منافع جمهوری اسلامی ایران سازگاری نداشته است. تنها نشانه ای از دیدار متقابل که بدون پیش شرط انجام پذیرفت و به نوعی آن دیدار هم ماهیت بدون نتیجه داشت، اجلاسیه ژنو بود که گروه 1+5 با حضور ایران تشکیل جلسه داد و در نتیجه نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در آن اجلاس هم نقش آفرینی کرد.
به هر ترتیب چنین دیدگاه و تفکری در ذهن برخی مجریان ایرانی درباره انجام دیدار متقابل شکل گرفته و جدی تلقی شد و به گونه ای این ذهنیت برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی بارور شد که آقای احمدی نژاد به اوباما، به عنوان پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری تبریک گفت البته در ادامه نامه تبریک احمدی نژاد توصیه هایی را هم برای سیاست خارجی آمریکا به اوباما داشت که آمریکایی ها زیاد تمایلی به شنیدن چنین توصیه هایی ندارند. به قول انگلیسی ها، آمریکایی ها همانند پسر جوان جسوری هستند که با منطق فاصله دارند و حرف انگلیسی ها این است که نمی شود جلوی آنها را هم به خاطر جسارتشان یا رفتار غیرمنطقی شان گرفت بنابراین این جوان جسور و بی منطق دوست ندارد که توصیه های یک مقام اجرایی کشور در حال توسعه ای همانند ایران را مورد پذیرش قرار دهد بنابراین این مرحله اول در رابطه با شعارهای سیاست خارجی اوباما در قبال ایران بود.
در مرحله دوم زمانی که اوباما انتصابات جدیدی را انجام داد، فازهای معکوس وجود داشت. در واقع فردی به نام ره امانوئل در حالی از سوی باراک اوباما رئیس ستاد کاخ سفید آ مریکا شد که از نقش بسیار جدی در تنظیم معادلات سیاسی برخوردار می شود.
همه امانوئل را به عنوان «رامبو» می شناسند و این به معنای آن است که امانوئل سیاست هایی را در رابطه با ایران سازماندهی می کند که ماهیت افراطی خواهد داشت بنابراین شرایط موجود در مقایسه با سال 2001 که جورج بوش به قدرت رسید برای ایران مطلوب تر نخواهد بود. فضای موجود نشان می دهد شرایط فعلی همانند دوران گذشته است که براساس موضوعی به نام «دیپلماسی فشار» ادامه پیدا می کند. در واقع آمریکایی ها نه انعطاف لازم را برای پذیرش ایران دارند و نه ساختار آنها اجازه می دهد که با ایران الگوی ارتباطی جدیدی را برقرار کنند و نه اینکه توانایی این را دارند که در شرایط موجود که در عراق و افغانستان درگیری نظامی دارند با ایران در فضای جدال نظامی قرار بگیرند بنابراین الگوی آمریکایی ها محدودسازی قدرت ایران از طریق قطعنامه هایی است که تاثیرات خود را در رابطه با اقتصاد ایران به جا گذاشته است. در عین حال ممکن است این قطعنامه ها اگر شدت بیشتری پیدا کند ایران را از درآمدهای نفتی و همچنین نقش آفرینی موثرتر در اقتصاد جهانی و سیاست منطقه ای باز بدارد.
¦آیا انتخاب خانم کلینتون برای پست وزارت خارجه آمریکا از طرف اوباما به مفهوم این نیست که رئیس جمهوری آمریکا می خواهد همان شعارهای تبلیغاتی خانم کلینتون در مورد ایران را دنبال کند و از شعارهای تبلیغاتی خودش فاصله بگیرد؟
اگر چه رئیس جمهوری آمریکا نقش محوری خاصی را در ارتباط با سیاست خارجی دارد اما از آزادی عمل همه جانبه ای هم برخوردار نیست.
سیاست خارجی آمریکا در یک فرآیند کاملاً پیچیده تنظیم می شود و گزینه های مختلف توسط کارشناس ها ارائه می شود بنابراین در وضعیت جدید به هیچ وجه اوباما قادر نخواهد بود خوشبینی های دور رقابت های انتخاباتی اش را به حوزه اجرایی تسری بخشد البته اولویت اصلی برای اوباما عبور از بحران اقتصادی است به همین دلیل است که اولین تصمیم رسمی اش را باید در ارتباط با تنظیم لایحه ای دانست که به موجب آن 500 میلیارد دلار دیگر وارد حوزه اقتصاد آمریکا می شود یعنی اوباما هم چاره ای نخواهد داشت جز اینکه سیاست های انبساطی را در رابطه با اقتصاد رکود زده آمریکا در پیش بگیرد.
¦ارزیابی شما از نگرانی برخی کشورهای اتحادیه اروپا درخصوص احتمال مذاکره مستقیم تهران- واشنگتن چیست؟
به طور کلی سیاست های اروپا در برخورد با ایران، فراتر از سیاست های آمریکا در مورد مسائل هسته ای، تهدیدآمیز است. شما به مواضع دوستانه و مسالمت جویانه خاویر سولانا به عنوان مغز متفکر سیاست خارجی اروپایی نگاه نکنید. کار ویژه سولانا، گسترش دیپلماسی است و تصمیم گیری اجرایی را کشورهای اروپایی اتخاذ می کنند بنابراین اروپایی ها بیش از آمریکا دارای سیاست های تعارضی و خصمانه در رابطه با ایران هستند.
در چنین شرایط و فضایی نمی توانیم این طرز فکر را داشته باشیم که آمریکا سیاست کاملاً متفاوتی را از اروپایی ها در پیش می گیرد. در دوره اوباما، مطمئناً موازنه گرایی در سیاست خارجی آمریکا ارتقای بیشتری پیدا می کند و این موازنه گرایی به مفهوم هماهنگی بیشتر آمریکا و اروپا در برخورد با ایران است اما موازنه گرایی آمریکا و اروپا هیچگاه مطلوبیت امنیتی را در رابطه با موضوعات هسته ای برای ایران ایجاد نخواهد کرد.
¦شما وضعیت معاهده امنیتی آمریکا و عراق را با توجه به نفوذ ایران برای تعدیل این معاهده که در مرحله تصویب نهایی پیش نویس آن است، چگونه می بینید؟
به طور کلی، معاهده امنیتی
آمریکا- عراق، روح آمریکایی دارد یعنی اینکه می خواهد منافع میان مدت آمریکا را در رابطه با عراق تثبیت کند و زمینه های خروج مرحله ای و آبرومندانه آمریکا از عراق را به وجود آورد اما این امر در مراحل مختلفی شکل خواهد گرفت یعنی در زمان محدودی انجام نخواهد شد.آمریکایی ها ناچارند برای حضورشان در عراق چنین پیمان امنیتی را با عراقی ها امضا کنند به این دلیل که شورای امنیت تنها تا دسامبر 2008 وضعیت قیمومت را در رابطه با آمریکا و عراق پذیرفته است. از دسامبر 2008 به بعد، عراق از وضعیت قیمومت خارج خواهد شد یعنی امروز دولت عراق قدرت اجرایی محدودی دارد. دولت عراق ناچار است در شرایط قیمومت، کارگزار سیاست های آمریکایی باشد اما از ژانویه 2009 این وضعیت تغییر پیدا می کند بنابراین این قرارداد امنیتی می خواهد زمینه لازم را برای حضور آمریکایی ها در عراق فراهم کند، این حضور براساس چنین قراردادی باید بر مبنای درخواست دولت عراق انجام بگیرد بنابراین تا دسامبر 2008 حضور آمریکایی ها در عراق در چارچوب تهاجم نظامی و وضعیت قیمومت و شرایط کشور اشغالگر تعریف می شود اما از ژانویه سال آینده، این وضعیت تغییر پیدا می کند بنابراین چون آمریکایی ها شدیداً به چنین قرارداد امنیتی نیاز دارند می توانند انعطاف لازم را هم در رابطه با تعدیل این معاهده امنیتی داشته باشند.
¦به عنوان سوال آخر، این معاهده امنیتی تعدیل شده آمریکا - عراق همچنان چه خطراتی را می تواند برای ایران به عنوان یکی از کشورهای همسایه عراق در پی داشته باشد؟
در اصل، بحث حضور نظامی آمریکا اگر در ترکیب با سیاست های عربستان در منطقه باشد، مطمئناً تهدیدآمیز خواهد بود یعنی اینکه موقعیت شیعیان تنزل پیدا می کند، تضادهای منطقه ای گسترش پیدا می کند و از همه مهم تر اینکه آمریکایی ها بخشی از پایگاه های نظامی شان را در حوزه مرزهای ایران برقرار می کنند، خود این مساله یعنی استقرار نظامی آمریکا در کنار مرز ایران، حساسیت های امنیتی بیشتری را به وجود می آورد. زمانی که پایگاه نظامی آمریکا در کنار مرز ایران وجود داشته باشد، طبیعی است که این پایگاه زمینه تعارض را هم به وجود خواهد آورد.
جستجو
عکس خبری

پر بیننده ترین اخبار
پیش بینی 5/3 درصد برای سال 88
تغییر دعاوی از کیفری به حقوقی در سال های 87- 1381 موجب شد
محاسبات مالی مدرن، تاسیس بانک و پیدایش بیمه
میانگین سالانه چاپ اسکناس در کشور 4/1 میلیارد قطعه است
جلسه رایزنی علی احمدی و اسکندری با نمایندگان به نتیجه نرسید
