دبیر کل حزب تمدن اسلامی
سرمایه ،مجتبی فتحی:سیدمحمد میرمحمدی به عنوان دبیر کل حزب تمدن اسلامی، حزب تحت مدیریت خود را جریانی مستقل و در عین حال تابع نظام ولایی می داند با این حال مشی مستقل این حزب را عامل شکل گیری نخستین انشعاب اصولگرایان در مجلس هفتم (فراکسیون وفاق و کارآمدی) نمی داند و بر این باور است تفاوت در تعریف مفهوم اصولگرایی و مشی تمامیت خواهانه جریان مقابل در اداره امور مجلس هفتم در نهایت موجد شکل گیری سه فراکسیون اصولگرا در مجلس هفتم شد.میرمحمدی همچنین در حوزه اقتصاد، طرفدار اقتصاد اسلامی به روایت آیت الله بهشتی است، وی این طرز تفکر اقتصادی را نیز یکی از موارد بحث و اختلاف حزب تمدن اسلامی با اصولگرایان عنوان می کند.این نماینده مجلس در خصوص انتخابات ریاست جمهوری سال آینده معتقد به دولت ائتلاف ملی و اسلامی یا دولت وحدتی است که پیش از این توسط ناطق نوری پیشنهاد شده است.
---
¦برای نخستین سوال از حزب تمدن اسلامی بگویید و توضیح دهید که این حزب کی و چگونه شکل گرفت.
موسسان و اعضای شورای مرکزی حزب تمدن اسلامی عمدتاً از اعضای هیات اجرایی حزب جمهوری اسلامی هستند. بعد از اینکه حزب جمهوری اسلامی فعالیتش متوقف شد یا به عبارتی دبیر کل و موسسان اصلی آن اعلام کردند فتیله اش پایین کشیده شد. دوستان، جلسات خود را در قالب کانون ها ادامه دادند و در مسائل مختلف از جمله انتخابات ها تحت عنوان جمعی از یاران حزب جمهوری اسلامی اعلام موضع می کردند.بعد که براساس قانون احزاب تاکید شد احزاب باید شناسنامه دار شوند ما جزء اولین احزابی بودیم که ثبت شدیم و مطابق ضوابط وزارت کشور فعالیت خودمان را ادامه دادیم.ما به عنوان حزب تمدن اسلامی با آن پیشینه و سابقه کاری اولاً یک تشکیلات رسمی و ثبت شده و معتقد به ارزش ها هستیم که هم اصولگرایی و هم اصلاح طلبی را مورد تاکید قرار می دهیم.
معتقد به مشی استقلال هستیم و از افراط و تفریط هم دوری کرده ایم.همواره سعی کرده ایم در وسط جریان های سیاسی قرار بگیریم که عموماً هم مورد بی مهری یا تهاجم باندهای قدرت قرار گرفتیم. معتقدیم اعتماد مردم و نشاط نظام باید حفظ و جذب شود و باید بدانیم که اگر بخواهیم مشارکت حداکثری را در عرصه عمومی کشور بالا ببریم چاره ای جز این نداریم که این احساس را منتقل کنیم که رای شان مورد صیانت قرار می گیرد و به حساب می آید.
¦با توجه به اینکه اشاره کردید حزب تمدن اسلامی دارای سابقه فعالیت طولانی است این سوال مطرح می شود که چرا تاکنون اسم و رسمی پیدا نکرده و در میان مردم شناخته شده نیست.
در تصورات مخاطبان و مردم برای شناخته شدن باید تبلیغات انبوهی شکل می گرفت که ما در حد خودمان از نظر مالی و تبلیغاتی نمی توانستیم با آن کسانی که صدای بلند تری دارند یا زور و زر بیشتری دارند رقابت کنیم اما به این معنا نیست که اهل تشکیلات و سیاست اعضای حزب ما را نشناسند و مواضع ما را دنبال نکنند.
¦پس مسائل مالی بوده است که این امکان را به شما نداده که در جریان های انتخاباتی با تابلوی حزبی و مستقل وارد نشوید و زیر چتر ائتلاف ها بروید.
حزب تمدن اسلامی همواره مستقل بوده است. از همان زمان حزب جمهوری اسلامی که در حزب، چند جریان وجود داشت ما به عنوان جریان مستقل و وسط حزب حضور داشتیم و تابع نظام ولایی و سیاست های کلی کشور بودیم و هیچ گاه در قالب پدرسالاری حضور پیدا نکردیم.
ما در مسائل مالی هم سعی کرده ایم همواره کارنامه روشنی را از خود به جا بگذاریم. منبع درآمد حزب ما براساس حق عضویت و دریافت چند مورد کمکی است که پیش از این وزارت کشور طبق بودجه به خانه احزاب و گروه های سیاسی می کرد و سپس قطع شد.
ما عضو فعال خانه احزاب هستیم و در شورای مرکزی آن دو عضو داریم. بنده علاوه بر آنکه عضو شورای مرکزی هستم مسوولیت کمیته بین الملل خانه احزاب را هم بر عهده دارم. مظاهری هم که عضو شورای مرکزی ما هستند در شورای مرکزی خانه احزاب حضور دارند البته ایشان از جامعه اسلامی دانشگاهیان وارد خانه احزاب شده اند.
با این وجود با قطع شدن یارانه احزاب، حزب تمدن اسلامی هم از دریافت کمک های دولتی محروم شد و با مشکلاتی جدی مواجه شد. این در حالی است که در جهان تاکید می شود دولت ها باید از احزاب حمایت به عمل آورند. در نشست عمومی خانه احزاب آسیایی نیز مطرح شده بود که برای شفاف شدن فعالیت احزاب و جلوگیری از منابع نامشخص آنها باید دولت ها و نظام با هدف بالا بردن مشارکت سیاسی مردم همانند امور فرهنگی و ورزشی به جهت بالندگی احزاب و شفاف شدن فعالیت شان به آنها کمک کنند وگرنه آنها به سراغ کسب و کارهای غیرقانونی و رانتی می روند و آنان که به منابع مالی بیشتری دسترسی پیدا می کنند به برتری غیرواقعی می رسند. در مورد همه انتخاب ها و ائتلاف ها حزب تمدن اسلامی با تابلوی خودش وارد شده است.
¦اشاره کردید به اینکه حزب تمدن اسلامی در میان فعالان سیاسی کاملاً شناخته شده است اما آنچه که مسلم است حزب شما هنوز در میان عموم مردم شناخت کافی پیدا نکرده است در حالی که هدف اصلی احزاب باید فعالیت برای عموم جامعه باشد نه بخشی از افراد جامعه.
بله من قبول دارم که حزب ما در جامعه شناخت کافی را پیدا نکرده است ولی آن جامعه ای که مسائل سیاسی را دنبال می کنند نسبت به حزب تمدن اسلامی شناخت کافی دارد اما شاید دلیل اینکه حزب تمدن اسلامی در میان عموم جامعه به خوبی شناخته نشده، ناشی از برخورد ناعادلانه احزاب به اصطلاح پدرسالار باشد که محدودیت هایی را برای دیگر احزاب و گروه ها ایجاد می کنند.
مثلاً صدا و سیما همواره اصرار داشته است که کشور را دو قطبی معرفی کند. در حالی که ما همواره تاکیدمان این بود که جامعه باید چندقطبی باشد. احزاب ایران که فقط جبهه مشارکت و حزب موتلفه نیستند احزاب دیگر هم هستند به ویژه آنان که مشی استقلالی را پیش گرفته اند که باید مورد توجه قرار گیرند.ما همواره براساس مشی استقلالی فعالیت داشته ایم و در این رابطه هم هزینه فراوانی داده ایم در مجلس هفتم بنده مسوول فراکسیون وفاق و کارآمدی بودم که در میان تمام جریان های استقلالی مجالس فراکسیون واقعی اصولگرایی را تشکیل دادیم یا در انتخابات مجلس هشتم براساس همین مشی و رویکرد با نام ائتلاف فراگیر اصولگرایان در کنار جبهه متحد اصولگرایان وارد انتخابات شدیم و کاندیدا معرفی کردیم. همیشه سعی کردیم که در جریان، وسط باشیم چون اعتقاد ما این است که نمی شود جامعه را به دو قسمت تقسیم کنیم. اعتقاد ما این است که نمی شود در کشور یک طرف بشود طرفدار ولایت فقیه اما نصف دیگر جامعه را مقابل خود و ولایت فقیه بداند. بنابراین برای اینکه این اتفاق نیفتد معتقدیم باید جریان های متعددی که داخل نظام هستند و قانون اساسی را قبول دارند و چارچوب های منافع ملی و وحدت ملی را می پذیرند امکان فعالیت داشته باشند.
¦آیا همین اعتقاد به مشی استقلال طلبانه بود که باعث شد نخستین انشعاب اصولگرایان را با تشکیل فراکسیون وفاق و کارآمدی در مجلس هفتم کلید بزنید؟
نه اصلاً آن انشعاب نبود. ما از ابتدا با این جریان های تنگ نظری که نام اصولگرا را بر خود گذاشته اند همراه نبودیم.آنها یک حزب اصولگرایی بودند نه آن اصولگرایی که مقام معظم رهبری تعریف و تاکید کرده اند.اما ما اصولگرا بودیم. اصولگرایی که در درون خود اصلاح طلبی را هم قبول دارد و ارزش گرا هم بودیم. با این حال برخورد جریان حاکم تحت عنوان اصولگرایی یک تمامیت خواهی بیش نبود.آنها در دوران مجلس هفتم از قبل هیات رئیسه مجلس و روسای کمیسیون ها را انتخاب کرده بودند و انتظار داشتند همه به دنبال آنها حرکت کنند اما با یک واقعیتی مواجه شدند که عناصر دانشگاهی با سابقه فعالیت های روشن اجرایی حاضر نبودند زیر بار سلیقه این گروه از اصولگرایان بروند پس این انشعاب نبود.
¦اعتراض بود؟
نه یک واقعیت بود، این واقعیت در مجالس دیگر هم وجود داشت که تعدادی به عنوان گروه های وسط حضور پیدا می کردند. تنها فراکسیونی در مجلس هفتم که 80 عضو رسمی داشت و تا آخر هم به عنوان یک فراکسیون واقعی نه شکلی، حضور جدی داشت همین فراکسیون وفاق و کارآمدی بود. شکل گیری این فراکسیون هم به این علت بود که برخی از اصولگرایان با مشی مستقل حاضر نبودند زیر بار تنگ نظری ها و یک جانبه نگری هایی که به نام اصولگرایان شکل می گرفت بروند.پس ما انشعاب نکردیم بلکه ما تعدادی از اصولگرایانی بودیم که با مشی استقلال یک فراکسیون واقعی تشکیل دادیم و همین امر هم سبب شد که در مجلس هفتم سه فراکسیون به طور جدی حضور داشته باشند.
¦فرمودید که مبنای اختلافتان با جریان اصولگرایی حاکم در تعریف اصولگرایی بود شما چه تعریفی از اصولگرایی دارید.
تعریف ما این است که اصولگرا کسی است که به اسلام، انقلاب، ولایت فقیه و قانون اساسی، جمهوریت و اسلامیت توامان اعتقاد داشته باشد. به عدالت، آزادی، آزاداندیشی و شایسته سالاری پایبند باشد.
اعتقاد ما در حزب تمدن اسلامی هم این است که با یک جریان نمی شود مملکت را اداره کرد و باید همه طیف ها و جریان های سیاسی امکان فعالیت آزادانه داشته باشند و با یکدیگر رقابت کنند آن هم نه یک رقابت تخریبی.
در اقتصاد هم طرفدار عدالت اجتماعی، طرفدار اقتصاد اسلامی و طرفدار مباحث عدالتخواهانه شهید مظلوم آیت الله بهشتی و مقام معظم رهبری هستیم. تاکیدمان هم بر اجرای تمام مواد قانون اساسی است. این را ما قبول نداریم که به نام عدالت جامعه را
دو قطبی کنیم، یک عده را فقیر و یک عده را غنی، یک عده را برخوردار و یک عده را غیربرخوردار کنیم. در حالی که فضای جامعه را باید به یک فضای معتدل و امن و برخوردار از فرصت ها و مواهب برابر تبدیل کنیم.اینها نکاتی است که ما با اصولگرایان اختلاف نظر داریم. پس ما اصولگرایانی هستیم که در برداشت قانون اساسی در مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از افراط و تفریط تبعیت نمی کنیم. ما طرفدار حاکمیت جمهوری اسلامی با دو بعد مبتنی بر آرای مردم و موازین اسلامی هستیم.
اینکه ما فرد اصلحی را انتخاب کنیم ولی پشتوانه مردمی نداشته باشد هنر نیست، هنر این است که مشارکت مردم را در جهت آرمان های نظام جلب کنیم. با این حال می بینیم که عده ای از ابزارهای غیردموکراتیک و غیرمردم سالارانه استفاده می کنند زیرا هنر جذب، بسیج و همراه کردن مردم را چه در شعار و چه در عمل ندارند.
¦اختلافاتی که اکنون به آنها اشاره کردید به نظر می رسد پس از بازگشت دوباره اصولگرایان به قدرت با پایان خروج اصلاح طلبان از حاکمیت نمود بیشتری گرفت، درست است؟
نه این طور نیست، از دهه 60 این اختلافات میان اصولگرایان وجود داشته است. این اختلافات از ابتدا از درون حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و بعد به دولت مهندس موسوی کشیده شد و سپس برگشت به داخل حزب در میان جریان ها، در واقع یک جریان مستقل همواره در میان جریانات سیاسی کشور وجود داشته است که این گاهی جان می گرفت و پررنگ و گاهی ضعیف و کمرنگ می شد. بر همین اساس ما هم همواره یا مورد بی مهری جریان های مقابل یا مورد تهاجم قرار می گرفتیم.
در جریان مجلس هفتم هم که مواضع مان را به عنوان یکی از جریان های مستقل در اردوگاه اصولگرایان اعلام کردیم و فراکسیونی جدید را بنا نهادیم.ابتدا با تاخت و تاز جناح چپ مواجه شدیم که اینها واقعی نیستند و دست به فریبکاری زده اند اما بعد وقتی مواضع مان را دیدند و شنیدند، پذیرفتند که یک جریان واقعی ظهور کرده است اما بعد از آن خود اصولگرایان به ما تاختند و گفتند اینها انشعاب کرده اند.
در مجلس هفتم اصولگرایان فراکسیونی را تشکیل ندادند و بنا هم نداشتند تشکیل دهند چون معتقد بودند همه مجلس را اصولگرایان تشکیل می دهند بر این اساس نیازی به فراکسیون نیست ولی وقتی با یک واقعیت جدید مواجه شدند فراکسیون اصولگرایان را تشکیل دادند.
¦همان طور که اشاره کردید براساس همان اعتقاد اصولگرایان که همه نمایندگان اصولگرا هستند شاهد بودیم که یک نوع یکدستی خاصی در این مجلس شکل گرفته بود و همه مجلس هفتم شده بود حمایت از دولت نهم، آیا واقعاً شما در این همراهی سهیم نبودید؟
نه به هیچ وجه، در مجلس هفتم تنها استیضاحی که انجام گرفت با وجود فشارهای بسیار از طریق روزنامه ها، احزاب، معاونان پارلمانی و حتی آقای باهنر که اعلام کرد هر کسی استیضاح را امضا کند از ما نیست، استیضاح وزیر آموزش و پرورش بود که اعضای فراکسیون وفاق و کارآمدی آن را مطرح کرد و تا آخر هم ایستاد و اعلام موضع کرد.پس ما در مخالفت یا موافقت هر جا که حضور پیدا کردیم روی اصول مان ایستادیم. در رابطه با دولت هم بحث باندی نداشتیم. همواره یک لایحه را با نظر کارشناسی موافقت یا مخالفت می کردیم.
در سوال ها و تحقیق و تفحص ها هم همین گونه بود مثلاً تحقیق و تفحص از سازمان مدیریت را عمدتاً وفاق و کارآمدی راه انداخت که من رئیس هیات تحقیق و تفحص آن بودم.
در فصل بودجه و ارائه لایحه بودجه هم عموماً ما مخالف کلیات و در تلفیق طرفدار امور اجتماعی و حمایت از محرومان بودیم. در مسائل اساسی چون اصل 44 سهمیه بندی بنزین و آیین نامه مجلس همواره ما مخالف 100 درصدی هشتادوپنجمی شدن برای آنها بودیم.
اصل 85 می گوید: برخی از طرح ها لایحه ها را می تواند به کمیسیون ها و کمیته ها ارجاع دهد تا بدون بحث در صحن مورد بررسی قرار گیرد.
عموماً هم طرح ها و لوایحی که هشتادوپنجمی شدند، مشکلاتی را به وجود آوردند. همین الان قانون ارزش افزوده قانونی بود که در مجلس هشتادوپنجمی شد.
این در حالی است که زمانی که این لایحه به مجلس آمد، وقت کافی وجود داشت تا جامعه را آماده پذیرش آن کنیم یا از نظر کارشناسان استفاده کنیم ولی وقتی این لایحه هشتادوپنجمی شد مذاکرات آن در صحن علنی مجلس منعکس نشد و جمع بسته ای از طرف مجلس درباره آن تصمیم گیری کردند البته محتوای آن بسیار مهم بود.
در حالی که در قانون اساسی به صراحت تاکید شده است مردم باید در جریان مذاکرات مجلس به هنگام تصویب طرح ها و قوانین قرار بگیرند. با این حال هشتادوپنجمی کردن طرح ها و لوایح امکانی شده بود که مردم در جریان مذاکرات قرار نگیرند. در مقابل اینکه چرا طرح ها و لوایح هشتادوپنجمی شده است، این استدلال را مطرح می کردند که وقت مجلس زیاد گرفته نشود.
¦آیا هشتادوپنجمی کردن طرح ها و لوایح در راستای حمایت از دولت بود که مثلاً عده ای خاص پشت درهای بسته به تصویب آن بپردازند.
نه به این دلیل نبود. گرچه عده ای خاص هم فقط برای آنکه بتوانند نظرات خود را در مجلس جامه عمل بپوشانند اقدام به این کار می کردند. بحث دولت و غیردولت نبود.
مثلاً لایحه خدمات کشوری هم لایحه ای بود که اصل هشتادوپنجمی شد این لایحه قرار بود اصلاح نظام پرداخت را هماهنگ کند. در ارائه این لایحه یکسری کارهای شتاب زده ای تحت فشار مجلس هفتم انجام شده بود و دولت وقت برای اینکه از این فشار خلاصی پیدا کند لایحه ای را به قول خودشان پرت کردند به زمین مجلس. بعد دولت جدید آمد اول از این لایحه حمایت کرد اما در ادامه به خاطر موانعی که وجود داشت خواستار بازپس گیری آن شد. اما سردمداران مجلس هفتم که مدعی بودند با شعارهای مرتبط با همین لایحه بر سر کار آمده اند و باید حتماً آن را به تصویب برسانند مانع از بازپس گیری مجلس برای اصلاح شدند.
این درحالی است که همان موقع من گفتم این کلاه گشادی است که سر کارمندان و بازنشستگان می رود با این وجود به دلیل اینکه نظر این نمایندگان تامین شود، لایحه خدمات کشوری اصل هشتاد و پنجمی شد و پشت درهای بسته مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام هم بدون آنکه مذاکرات آن به خوبی منعکس شود به تصویب رسید گرچه برخی نظرات اصلاحی ما لحاظ شد.
قرار بود تصویب آیین نامه مجلس هم در مجلس هفتم هشتاد و پنجمی شود که ما به شدت با آن مخالفت کردیم که نباید این کار انجام شود، هیات رئیسه مجلس و تعدادی نماینده یک آیین نامه ای تهیه کرده بودند که نظرات خود را در آن اعمال کرده و می خواستند بدون بررسی در صحن یک ضرب از تصویب نمایندگان بگذرانند ولی می گفتیم که این قانون اساسی مجلس است و نمی شود بدون بررسی، اجزای آن را به تصویب رساند و رای دوسوم کل مجلس را می خواهد. اتفاقاً در منابع حقوق اساسی کشورهای مختلف، آیین نامه مجلس جزء یکی از مبانی حقوق های اساسی است بنابراین با مخالفت فراکسیون ما آیین نامه مدنظر هیات رئیسه هشتاد و پنجمی نشد.
¦فرمودید قانون مالیات بر ارزش افزوده هم هشتاد و پنجمی شده بود با توجه به اینکه اجرای این قانون در حال حاضر در جامعه سروصدای فراوانی را ایجاد کرده لطفاً توضیحی در رابطه با نحوه تصویب آن بفرمایید.
سال 80 آقای خاتمی لایحه قانون مالیات بر ارزش افزوده را به مجلس ارائه کرد که برای بررسی به کمیسیون های مجلس رفت، سال 83 این لایحه به صحن علنی آمد و اوایل سال 84 شور اول آن به تصویب رسید. در سال 85 و در ادامه بررسی شور دوم این لایحه هشتاد و پنجمی شد.
این لایحه به کمیسیون برنامه و بودجه به عنوان کمیسیون فرعی که بنده در آن عضو بودم آمد، کمیسیون اصلی بررسی کننده کمیسیون اقتصادی بود و کارشناسانی که از دولت به کمیسیون برنامه و بودجه می آمدند برای ارائه نظرات دولت پیرامون این لایحه، برخی مسلط بودند و محکم از آن دفاع می کردند اما برخی دیگر تسلط چندانی نداشته و نظرات مغایر ارائه می کردند یعنی همین گرفتاری که اکنون با آن مواجه هستیم وجود داشت یعنی برداشت واحدی درباره قانون مالیات بر ارزش افزوده وجود نداشت ولی همه معتقد بودند زمانی برای بستر سازی نیاز است.بنابراین اگر این لایحه هشتاد و پنج نمی شد و برای بررسی در صحن علنی مطرح می شد و مردم در جریان کامل مذاکرات قرار می گرفتند و کارشناسان نظرات خود را ارائه می کردند شاید یک چنین مشکلاتی که اکنون درخصوص اجرای این قانون مطرح است به وجود نمی آمد. بسیار متاسف می شویم که در نظام جمهوری اسلامی برای نخستین بار بازار تعطیل می کند که این در واقع هم یک اعتراض است و هم یک هشدار.
بنابراین من معتقدم همه مسببان به وجود آمدن شرایطی که منجر به تعطیلی بازار شد باید پاسخگو باشند این کار نباید می شد از آن سو هم نباید برخی با تظاهرات و بستن بازار به دنبال لغو اجرای این قانون می رفتند ضمناً در همین حال اساساً دولت هم نمی توانست جلوی اجرای این قانون را بگیرد و آن را به تعویق بیندازد، مگر اینکه این را به عنوان یک جریان امنیت ملی قلمداد می کردند که پس از آن باید درخواست لغو یا تعویق قانون به شورای عالی امنیت ملی ارجاع و آنجا تصمیم گرفته می شد که قانون به تعویق بیفتد یا نه که در نهایت هم تصمیم نهایی آن باید به تایید مقام معظم رهبری می رسید ولی می بینیم که بدون طی این سیکل قانون مالیات بر ارزش افزوده به تعویق می افتد که خود نمونه بارز زیرپا گذاشتن قانون است.
¦آیا می توان تعویق این قانون را در راستای آزمون و خطای دولت دانست که در طول
5/3 سال گذشته در مواردی چون تغییر ساعت بانک ها و تغییر ساعت رسمی کشور مشاهده کردیم.
اصولاً در قانون هر جا که تبعاتش را نبینیم یا ابعاد کمتری را ببینیم و بستر اجرایی مناسبی فراهم نکنیم مشکلات فراوانی را به وجود می آورد. مثل همین اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده یا طرح نقدی کردن یارانه ها که تنها یک بعدش دیده شده که یک پول را نقدی دست مردم می دهیم و همه این پول را پررنگ می کنند و نشان می دهند اما این را نمی بینند که پشتوانه این پول و آثار آن چیست یا اینکه با 50 هزار تومانی که قبلاً می شد با آن پنج کیلو کالا خرید با اجرای نقدی کردن یارانه ها دیگر نمی شود نصف آن را هم خرید، بنابراین این بعد از طرح نقدی کردن یارانه ها به هیچ وجه دیده نمی شود یا نشان داده نمی شود یا آنها که می بینند آن قسمت را نشان نمی دهند که ان شاءالله این جور نیست.
بنابراین هر قانونی که قرار است به اجرا برسد باید تمام ابعاد آن مورد توجه قرار گیرد.
¦بازگردیم به بحث انتخابات در میان سخنانتان،اشاره داشتید به اینکه باید شرایطی فراهم شود که مردم احساس کنند آرای آنها به حساب می آید، بفرمایید آیا در حال حاضر یک چنین اتفاقی می افتد. در مساله صیانت از آرا و نظارت بر انتخابات آیا شما هم همچون اصلاح طلبان دغدغه هایی دارید.
در مساله نظارت اولاً باید خود کنترلی انجام شود و دستگاه های نظارتی به این فرمایش امام عمل کنند که می فرمایند «عالم محضر خداست و در محضر خدا معصیت نکنید.» هزار ناظر باشد یا نباشد باید خدا را ناظر بدانیم و رای مردم را امانت الهی در نظر بگیریم.
اما اگر بخواهیم نظام نظارتی را فعال کنیم باید حد و مرزی برای آن تعیین کنیم؟ مثلاً برای ثبت نام انتخابات مجلس معیارهایی چون تحصیل، سوابق اجرایی و مدیریتی و با صلاحیت های اخلاقی و عمومی را تصویب کرد که افراد براساس آن بتوانند وارد انتخابات شود، نمی شود که چتر گسترده ای را باز کنیم و بعد بگوییم شورای نگهبان در یکی،دو روز صلاحیت ها را بررسی کند.
بنابراین نخست باید برای نظام نظارتی حد و مرز تعیین کرد و بعد در فرآیند هم باید امکان دخالت های سلیقه ای را گرفت آن هم با سیستم یعنی سیستمی طراحی شود که امکان اعمال سلیقه وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر در قانون اساسی نظارت نماینده شورای نگهبان وجود ندارد در حال حاضر شاهد آن هستیم که این نمایندگان در شهرستان ها به بررسی صلاحیت ها و نظارت بر انتخابات می پردازند که در بسیاری از موارد هم دیده شده است افرادی که علایق خاصی محلی دارند یا از صلاحیت کمتری برخوردارند به بررسی صلاحیت کاندیداها می پردازند یعنی شورای نگهبان وظیفه خود را تفویض می کند به معتمدین خود، این در حالی است که قانون اساسی در این مورد تفویض بردار نیست و شورای نگهبان مسوول است. حق و ناحق به پای او نوشته می شود.
همچنین باید امکانی فراهم شود که احزاب و تشکل های شناسنامه دار در زمان انتخابات به برگزاری هرچه بهتر و سالم تر انتخابات کمک کنند و به نوعی آنها این امکان را داشته باشند که در بعد نظارتی فعال شوند این هم باید قانونمند و از طریق خانه احزاب پیگیری شود و خانه احزاب متولی این امر شود که هم کمک می کند به جلوگیری از دخالت گروه های بدون شناسنامه ای که تنها در دوران انتخابات تشکیل می شوند و هم به شفافیت و اعتماد بیشتری می انجامد.
¦تاکید می کنید تنها احزاب و گروه های شناسنامه دار در انتخابات حضور پیدا کنند چرا پس خود شما با عنوان و تابلوی حزبی خودتان در انتخابات اخیر حضور پیدا نکرده اید.
نه این طور نیست. ما سعی کردیم همواره با تابلوی حزبی خودمان وارد انتخابات شویم. در انتخابات اخیر هم با تابلوی خودمان ذیل ائتلاف وارد شدیم. مثلاً در انتخابات شوراها که آقای باهنر تاکید داشت احزاب اصولگرا نباید رسماً وارد انتخابات شوند که این انتخابات وجه سیاسی به خود نگیرد اما ما اعلام کردیم که وارد انتخابات می شویم و تنها حزب اصولگرایی بودیم که با تابلوی خودمان لیست انتخابات ارائه و حتی از جبهه پیروان حمایت کردیم یا مثلاً در انتخابات ریاست جمهوری تنها حزبی بودیم که با تابلوی خودمان از نفر سوم یعنی آقای شمخانی حمایت کردیم برای آنکه اعلام کنیم جامعه حزبی ما تنها مشارکت یا موتلفه نیست در انتخابات مجلس هفتم هم ما با تابلوی خودمان لیست ارائه کردیم و با احزاب مستقل دیگر لیست انتخاباتی ارائه کردیم.
بنابراین در انتخابات مجلس هشتم با وجود آنکه خیلی تلاش کردند مانع شوند ما و برخی احزاب و شخصیت ها جریان مستقلی را به راه انداختیم تحت عنوان ائتلاف فراگیر اصولگرایان، ولی در همین جا و از طریق رسانه شما اعلام می کنیم که ائتلاف فراگیر اصولگرایان متعلق به انتخابات مجلس هشتم بود و به شکل سابق تاریخ مصرف آن به پایان رسیده و دیگر کسی نمی تواند تحت عنوان رئیس و سخنگوی این ائتلاف اعلام موضع کند.اگر دوستان بخواهند برای انتخابات ریاست جمهوری دوباره این گروه را راه بیندازند باید بنشینند و سازوکار جدید و شفاف برای آن تعریف کنند.
¦برای انتخابات ریاست جمهوری چه برنامه ای دارید و با چه هدفی وارد این دوره از انتخابات می شوید.
اعتقادمان به دولت ائتلاف ملی و اسلامی است یا همان دولت وحدتی که آقای ناطق اعلام کردند یعنی دولتی که همه سلایق در آن نقش داشته باشند و براساس جهت گیری های کلی نظام دولتی تشکیل شود که در واقع افراد شایسته با سلایق مختلف حضور داشته باشند. جهت گیری های کلی این کابینه ائتلافی هم باید به سمت وحدت باشد.
نباید اینگونه باشد که وقتی یک حزب و جریان روی کار آمد تا سطح دربان افراد را بیرون می ریزند و افراد جدید جایگزین می کنند و دوباره وقتی جریان دیگری آمد به همین ترتیب عمل می کند، باید نظامی شکل دهیم که ثبات مدیریت در بدنه اجرایی داشته باشد که با رفت و آمدهای سیاسی تغییرات زیادی انجام نشود.
برای اینکه اختلافی در کابینه ائتلاف هم پیش نیاید باید عناصری از دو طرف که جهت گیری های کلی نظام را قبول دارند، اهل افراط و تفریط هم نیستند دعوت شوند.
¦آیا واقعاً شدنی است که در کشور ما کابینه ائتلافی شکل گیرد.
ما وقتی باورمان بشود به سمتش حرکت می کنیم، ولی به نظر می رسد هیچ کس تاکنون باورش نشده که به سمتش حرکت کند. متاسفانه در جامعه ما صفر و صدی هستند یا همه یا هیچ اند ما یاد نگرفتیم که همکاری با رقبای خودمان را اصل قرار دهیم.
¦پس شما می خواهید برای انتخابات ریاست جمهوری زمینه شکل گیری چنین ائتلافی را فراهم کنید.
بله ما طرفدار این کار هستیم که بشود تفکراتی که حاضرند در راستای جهت گیری های کلی نظام فعالیت کنند گردهم آورد.
¦پیش بینی شما برای انتخابات ریاست جمهوری آتی چیست. آیا چنین کاندیدایی قدم به عرصه رقابت خواهد گذاشت. این بعید نیست گرچه تجربه نشان داده است روسای جمهوری که یک دوره رئیس جمهور بوده اند برای بار دوم هم انتخاب می شوند ولی امکان هرگونه حضور
غیر مستقیم و رقیب جدی هم وجود دارد. با توجه به این تجربه شانس آقای احمدی نژاد برای پیروزی در دور دوم را چگونه ارزیابی می کنید.
اگر شانس را ببریم روی مشارکت حداکثری ایشان از شانس کمی برخوردارند یعنی اگر تعداد کسانی که نسبت به دوره های گذشته چه از نظر سلایق و چه از نظر عدد و رقم بیشتر شرکت کنند. این شانس برای رئیس جمهوری فعلی کاهش پیدا می کند.
بنابراین باید ببینیم اصولگرایان و اصلاح طلبان چه برنامه ای برای به وجود آوردن شرایطی که منجر به کشاندن مردم پای صندوق ها می شود، دارند.
¦پس می فرمایید اگر احزاب و گروه های سیاسی بتوانند زمینه ای برای مشارکت حداکثری مردم ایجاد کنند احتمال رای آوردن آقای احمدی نژاد کم می شود.
البته ما پیشگو یا غیبگو نیستیم.
¦ولی به هرحال تحلیلگر هستید.
بله می شود تحلیل کرد و آن این است که من فعلاً فضایی برای کشاندن توده مردم پای صندوق های رای نمی بینیم. شاید برخی دوستان دولت فکر کنند می توانند برگه هایی که نشان می دهند مثل ابراز علاقه و دوستی به آمریکا و... بتواند بعضی از آرای خاموش را به سمت خود بکشاند که من بعید می دانم و همچنین است برخی کارهای مقطعی که بالطبع هیچ تاثیری ندارد. بر این اساس نباید دولت و برخی رقبای دولت به سمتی حرکت کنند که فعالیت هایشان بوی انتخاباتی می دهد و ضد تبلیغ شود.
¦آیا از طرح تحول اقتصادی که دولت به دنبال اجرای آن است بوی انتخاباتی به مشام می رسد.
اگر خوب عمل نشود یک چنین چیزهای می توان از درون آن پیدا کرد.
¦انتخابات ریاست جمهوری اخیر در شرایطی برگزار می شود که دو طیف سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان تاکید بر حضور با کاندیدای واحد دارند.آیا یک چنین چیزی را در این انتخابات به خصوص برای اصولگرایان امکان پذیر می دانید.
حضور با کاندیدای واحد برای هر دو طرف از نظر منافعشان می تواند خیلی خوب باشد ولی از یک جنبه هم می تواند ضد خودش باشد. ما اعتقادمان بر برآیند است. یکی می خواهد باشد یا دو تا،برآیندش باید این باشد که مردم مشارکت حداکثری داشته باشد و فردی که انتخابات می شود فردا صلحی باشد برای اهداف نظام ولی چه کسی می تواند تضمین کند کاندیداها بپذیرند در راستای کاندیدای واحد از حقوق خود چشم پوشی کنند یا اگر اصولگرایان به کاندیدای غیر از آقای احمدی نژاد رسیدند چه کسی می تواند تضمین کند که آقای احمدی نژاد منصرف شود یا با آمدن آقای خاتمی بقیه منصرف شوند لذا رسیدن به یک کاندیدای واحد یک ایده آرمانی است.
در چنین شرایطی دوستان باید به تعاملات و آرایش فضا توجه کنند.
پیش از رسیدن به یک کاندیدای واحد باید به یک اصول مشترک برسند.ما طرفدار رسیدن به اصول مشترک هستیم نه طرفدار یک مصداق مشترک. پس ما طرفدار اصول مشترک هستیم، طرفدار این هستیم که مشارکت عمومی را در جهت منافع ملی بالا ببریم و طرفدار برآیندیم، یعنی جایگاه و سهم خود را جایی قرار می دهیم که در برآیند موثر باشد.
¦برای نخستین سوال از حزب تمدن اسلامی بگویید و توضیح دهید که این حزب کی و چگونه شکل گرفت.
موسسان و اعضای شورای مرکزی حزب تمدن اسلامی عمدتاً از اعضای هیات اجرایی حزب جمهوری اسلامی هستند. بعد از اینکه حزب جمهوری اسلامی فعالیتش متوقف شد یا به عبارتی دبیر کل و موسسان اصلی آن اعلام کردند فتیله اش پایین کشیده شد. دوستان، جلسات خود را در قالب کانون ها ادامه دادند و در مسائل مختلف از جمله انتخابات ها تحت عنوان جمعی از یاران حزب جمهوری اسلامی اعلام موضع می کردند.بعد که براساس قانون احزاب تاکید شد احزاب باید شناسنامه دار شوند ما جزء اولین احزابی بودیم که ثبت شدیم و مطابق ضوابط وزارت کشور فعالیت خودمان را ادامه دادیم.ما به عنوان حزب تمدن اسلامی با آن پیشینه و سابقه کاری اولاً یک تشکیلات رسمی و ثبت شده و معتقد به ارزش ها هستیم که هم اصولگرایی و هم اصلاح طلبی را مورد تاکید قرار می دهیم.
معتقد به مشی استقلال هستیم و از افراط و تفریط هم دوری کرده ایم.همواره سعی کرده ایم در وسط جریان های سیاسی قرار بگیریم که عموماً هم مورد بی مهری یا تهاجم باندهای قدرت قرار گرفتیم. معتقدیم اعتماد مردم و نشاط نظام باید حفظ و جذب شود و باید بدانیم که اگر بخواهیم مشارکت حداکثری را در عرصه عمومی کشور بالا ببریم چاره ای جز این نداریم که این احساس را منتقل کنیم که رای شان مورد صیانت قرار می گیرد و به حساب می آید.
¦با توجه به اینکه اشاره کردید حزب تمدن اسلامی دارای سابقه فعالیت طولانی است این سوال مطرح می شود که چرا تاکنون اسم و رسمی پیدا نکرده و در میان مردم شناخته شده نیست.
در تصورات مخاطبان و مردم برای شناخته شدن باید تبلیغات انبوهی شکل می گرفت که ما در حد خودمان از نظر مالی و تبلیغاتی نمی توانستیم با آن کسانی که صدای بلند تری دارند یا زور و زر بیشتری دارند رقابت کنیم اما به این معنا نیست که اهل تشکیلات و سیاست اعضای حزب ما را نشناسند و مواضع ما را دنبال نکنند.
¦پس مسائل مالی بوده است که این امکان را به شما نداده که در جریان های انتخاباتی با تابلوی حزبی و مستقل وارد نشوید و زیر چتر ائتلاف ها بروید.
حزب تمدن اسلامی همواره مستقل بوده است. از همان زمان حزب جمهوری اسلامی که در حزب، چند جریان وجود داشت ما به عنوان جریان مستقل و وسط حزب حضور داشتیم و تابع نظام ولایی و سیاست های کلی کشور بودیم و هیچ گاه در قالب پدرسالاری حضور پیدا نکردیم.
ما در مسائل مالی هم سعی کرده ایم همواره کارنامه روشنی را از خود به جا بگذاریم. منبع درآمد حزب ما براساس حق عضویت و دریافت چند مورد کمکی است که پیش از این وزارت کشور طبق بودجه به خانه احزاب و گروه های سیاسی می کرد و سپس قطع شد.
ما عضو فعال خانه احزاب هستیم و در شورای مرکزی آن دو عضو داریم. بنده علاوه بر آنکه عضو شورای مرکزی هستم مسوولیت کمیته بین الملل خانه احزاب را هم بر عهده دارم. مظاهری هم که عضو شورای مرکزی ما هستند در شورای مرکزی خانه احزاب حضور دارند البته ایشان از جامعه اسلامی دانشگاهیان وارد خانه احزاب شده اند.
با این وجود با قطع شدن یارانه احزاب، حزب تمدن اسلامی هم از دریافت کمک های دولتی محروم شد و با مشکلاتی جدی مواجه شد. این در حالی است که در جهان تاکید می شود دولت ها باید از احزاب حمایت به عمل آورند. در نشست عمومی خانه احزاب آسیایی نیز مطرح شده بود که برای شفاف شدن فعالیت احزاب و جلوگیری از منابع نامشخص آنها باید دولت ها و نظام با هدف بالا بردن مشارکت سیاسی مردم همانند امور فرهنگی و ورزشی به جهت بالندگی احزاب و شفاف شدن فعالیت شان به آنها کمک کنند وگرنه آنها به سراغ کسب و کارهای غیرقانونی و رانتی می روند و آنان که به منابع مالی بیشتری دسترسی پیدا می کنند به برتری غیرواقعی می رسند. در مورد همه انتخاب ها و ائتلاف ها حزب تمدن اسلامی با تابلوی خودش وارد شده است.
¦اشاره کردید به اینکه حزب تمدن اسلامی در میان فعالان سیاسی کاملاً شناخته شده است اما آنچه که مسلم است حزب شما هنوز در میان عموم مردم شناخت کافی پیدا نکرده است در حالی که هدف اصلی احزاب باید فعالیت برای عموم جامعه باشد نه بخشی از افراد جامعه.
بله من قبول دارم که حزب ما در جامعه شناخت کافی را پیدا نکرده است ولی آن جامعه ای که مسائل سیاسی را دنبال می کنند نسبت به حزب تمدن اسلامی شناخت کافی دارد اما شاید دلیل اینکه حزب تمدن اسلامی در میان عموم جامعه به خوبی شناخته نشده، ناشی از برخورد ناعادلانه احزاب به اصطلاح پدرسالار باشد که محدودیت هایی را برای دیگر احزاب و گروه ها ایجاد می کنند.
مثلاً صدا و سیما همواره اصرار داشته است که کشور را دو قطبی معرفی کند. در حالی که ما همواره تاکیدمان این بود که جامعه باید چندقطبی باشد. احزاب ایران که فقط جبهه مشارکت و حزب موتلفه نیستند احزاب دیگر هم هستند به ویژه آنان که مشی استقلالی را پیش گرفته اند که باید مورد توجه قرار گیرند.ما همواره براساس مشی استقلالی فعالیت داشته ایم و در این رابطه هم هزینه فراوانی داده ایم در مجلس هفتم بنده مسوول فراکسیون وفاق و کارآمدی بودم که در میان تمام جریان های استقلالی مجالس فراکسیون واقعی اصولگرایی را تشکیل دادیم یا در انتخابات مجلس هشتم براساس همین مشی و رویکرد با نام ائتلاف فراگیر اصولگرایان در کنار جبهه متحد اصولگرایان وارد انتخابات شدیم و کاندیدا معرفی کردیم. همیشه سعی کردیم که در جریان، وسط باشیم چون اعتقاد ما این است که نمی شود جامعه را به دو قسمت تقسیم کنیم. اعتقاد ما این است که نمی شود در کشور یک طرف بشود طرفدار ولایت فقیه اما نصف دیگر جامعه را مقابل خود و ولایت فقیه بداند. بنابراین برای اینکه این اتفاق نیفتد معتقدیم باید جریان های متعددی که داخل نظام هستند و قانون اساسی را قبول دارند و چارچوب های منافع ملی و وحدت ملی را می پذیرند امکان فعالیت داشته باشند.
¦آیا همین اعتقاد به مشی استقلال طلبانه بود که باعث شد نخستین انشعاب اصولگرایان را با تشکیل فراکسیون وفاق و کارآمدی در مجلس هفتم کلید بزنید؟
نه اصلاً آن انشعاب نبود. ما از ابتدا با این جریان های تنگ نظری که نام اصولگرا را بر خود گذاشته اند همراه نبودیم.آنها یک حزب اصولگرایی بودند نه آن اصولگرایی که مقام معظم رهبری تعریف و تاکید کرده اند.اما ما اصولگرا بودیم. اصولگرایی که در درون خود اصلاح طلبی را هم قبول دارد و ارزش گرا هم بودیم. با این حال برخورد جریان حاکم تحت عنوان اصولگرایی یک تمامیت خواهی بیش نبود.آنها در دوران مجلس هفتم از قبل هیات رئیسه مجلس و روسای کمیسیون ها را انتخاب کرده بودند و انتظار داشتند همه به دنبال آنها حرکت کنند اما با یک واقعیتی مواجه شدند که عناصر دانشگاهی با سابقه فعالیت های روشن اجرایی حاضر نبودند زیر بار سلیقه این گروه از اصولگرایان بروند پس این انشعاب نبود.
¦اعتراض بود؟
نه یک واقعیت بود، این واقعیت در مجالس دیگر هم وجود داشت که تعدادی به عنوان گروه های وسط حضور پیدا می کردند. تنها فراکسیونی در مجلس هفتم که 80 عضو رسمی داشت و تا آخر هم به عنوان یک فراکسیون واقعی نه شکلی، حضور جدی داشت همین فراکسیون وفاق و کارآمدی بود. شکل گیری این فراکسیون هم به این علت بود که برخی از اصولگرایان با مشی مستقل حاضر نبودند زیر بار تنگ نظری ها و یک جانبه نگری هایی که به نام اصولگرایان شکل می گرفت بروند.پس ما انشعاب نکردیم بلکه ما تعدادی از اصولگرایانی بودیم که با مشی استقلال یک فراکسیون واقعی تشکیل دادیم و همین امر هم سبب شد که در مجلس هفتم سه فراکسیون به طور جدی حضور داشته باشند.
¦فرمودید که مبنای اختلافتان با جریان اصولگرایی حاکم در تعریف اصولگرایی بود شما چه تعریفی از اصولگرایی دارید.
تعریف ما این است که اصولگرا کسی است که به اسلام، انقلاب، ولایت فقیه و قانون اساسی، جمهوریت و اسلامیت توامان اعتقاد داشته باشد. به عدالت، آزادی، آزاداندیشی و شایسته سالاری پایبند باشد.
اعتقاد ما در حزب تمدن اسلامی هم این است که با یک جریان نمی شود مملکت را اداره کرد و باید همه طیف ها و جریان های سیاسی امکان فعالیت آزادانه داشته باشند و با یکدیگر رقابت کنند آن هم نه یک رقابت تخریبی.
در اقتصاد هم طرفدار عدالت اجتماعی، طرفدار اقتصاد اسلامی و طرفدار مباحث عدالتخواهانه شهید مظلوم آیت الله بهشتی و مقام معظم رهبری هستیم. تاکیدمان هم بر اجرای تمام مواد قانون اساسی است. این را ما قبول نداریم که به نام عدالت جامعه را
دو قطبی کنیم، یک عده را فقیر و یک عده را غنی، یک عده را برخوردار و یک عده را غیربرخوردار کنیم. در حالی که فضای جامعه را باید به یک فضای معتدل و امن و برخوردار از فرصت ها و مواهب برابر تبدیل کنیم.اینها نکاتی است که ما با اصولگرایان اختلاف نظر داریم. پس ما اصولگرایانی هستیم که در برداشت قانون اساسی در مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از افراط و تفریط تبعیت نمی کنیم. ما طرفدار حاکمیت جمهوری اسلامی با دو بعد مبتنی بر آرای مردم و موازین اسلامی هستیم.
اینکه ما فرد اصلحی را انتخاب کنیم ولی پشتوانه مردمی نداشته باشد هنر نیست، هنر این است که مشارکت مردم را در جهت آرمان های نظام جلب کنیم. با این حال می بینیم که عده ای از ابزارهای غیردموکراتیک و غیرمردم سالارانه استفاده می کنند زیرا هنر جذب، بسیج و همراه کردن مردم را چه در شعار و چه در عمل ندارند.
¦اختلافاتی که اکنون به آنها اشاره کردید به نظر می رسد پس از بازگشت دوباره اصولگرایان به قدرت با پایان خروج اصلاح طلبان از حاکمیت نمود بیشتری گرفت، درست است؟
نه این طور نیست، از دهه 60 این اختلافات میان اصولگرایان وجود داشته است. این اختلافات از ابتدا از درون حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و بعد به دولت مهندس موسوی کشیده شد و سپس برگشت به داخل حزب در میان جریان ها، در واقع یک جریان مستقل همواره در میان جریانات سیاسی کشور وجود داشته است که این گاهی جان می گرفت و پررنگ و گاهی ضعیف و کمرنگ می شد. بر همین اساس ما هم همواره یا مورد بی مهری جریان های مقابل یا مورد تهاجم قرار می گرفتیم.
در جریان مجلس هفتم هم که مواضع مان را به عنوان یکی از جریان های مستقل در اردوگاه اصولگرایان اعلام کردیم و فراکسیونی جدید را بنا نهادیم.ابتدا با تاخت و تاز جناح چپ مواجه شدیم که اینها واقعی نیستند و دست به فریبکاری زده اند اما بعد وقتی مواضع مان را دیدند و شنیدند، پذیرفتند که یک جریان واقعی ظهور کرده است اما بعد از آن خود اصولگرایان به ما تاختند و گفتند اینها انشعاب کرده اند.
در مجلس هفتم اصولگرایان فراکسیونی را تشکیل ندادند و بنا هم نداشتند تشکیل دهند چون معتقد بودند همه مجلس را اصولگرایان تشکیل می دهند بر این اساس نیازی به فراکسیون نیست ولی وقتی با یک واقعیت جدید مواجه شدند فراکسیون اصولگرایان را تشکیل دادند.
¦همان طور که اشاره کردید براساس همان اعتقاد اصولگرایان که همه نمایندگان اصولگرا هستند شاهد بودیم که یک نوع یکدستی خاصی در این مجلس شکل گرفته بود و همه مجلس هفتم شده بود حمایت از دولت نهم، آیا واقعاً شما در این همراهی سهیم نبودید؟
نه به هیچ وجه، در مجلس هفتم تنها استیضاحی که انجام گرفت با وجود فشارهای بسیار از طریق روزنامه ها، احزاب، معاونان پارلمانی و حتی آقای باهنر که اعلام کرد هر کسی استیضاح را امضا کند از ما نیست، استیضاح وزیر آموزش و پرورش بود که اعضای فراکسیون وفاق و کارآمدی آن را مطرح کرد و تا آخر هم ایستاد و اعلام موضع کرد.پس ما در مخالفت یا موافقت هر جا که حضور پیدا کردیم روی اصول مان ایستادیم. در رابطه با دولت هم بحث باندی نداشتیم. همواره یک لایحه را با نظر کارشناسی موافقت یا مخالفت می کردیم.
در سوال ها و تحقیق و تفحص ها هم همین گونه بود مثلاً تحقیق و تفحص از سازمان مدیریت را عمدتاً وفاق و کارآمدی راه انداخت که من رئیس هیات تحقیق و تفحص آن بودم.
در فصل بودجه و ارائه لایحه بودجه هم عموماً ما مخالف کلیات و در تلفیق طرفدار امور اجتماعی و حمایت از محرومان بودیم. در مسائل اساسی چون اصل 44 سهمیه بندی بنزین و آیین نامه مجلس همواره ما مخالف 100 درصدی هشتادوپنجمی شدن برای آنها بودیم.
اصل 85 می گوید: برخی از طرح ها لایحه ها را می تواند به کمیسیون ها و کمیته ها ارجاع دهد تا بدون بحث در صحن مورد بررسی قرار گیرد.
عموماً هم طرح ها و لوایحی که هشتادوپنجمی شدند، مشکلاتی را به وجود آوردند. همین الان قانون ارزش افزوده قانونی بود که در مجلس هشتادوپنجمی شد.
این در حالی است که زمانی که این لایحه به مجلس آمد، وقت کافی وجود داشت تا جامعه را آماده پذیرش آن کنیم یا از نظر کارشناسان استفاده کنیم ولی وقتی این لایحه هشتادوپنجمی شد مذاکرات آن در صحن علنی مجلس منعکس نشد و جمع بسته ای از طرف مجلس درباره آن تصمیم گیری کردند البته محتوای آن بسیار مهم بود.
در حالی که در قانون اساسی به صراحت تاکید شده است مردم باید در جریان مذاکرات مجلس به هنگام تصویب طرح ها و قوانین قرار بگیرند. با این حال هشتادوپنجمی کردن طرح ها و لوایح امکانی شده بود که مردم در جریان مذاکرات قرار نگیرند. در مقابل اینکه چرا طرح ها و لوایح هشتادوپنجمی شده است، این استدلال را مطرح می کردند که وقت مجلس زیاد گرفته نشود.
¦آیا هشتادوپنجمی کردن طرح ها و لوایح در راستای حمایت از دولت بود که مثلاً عده ای خاص پشت درهای بسته به تصویب آن بپردازند.
نه به این دلیل نبود. گرچه عده ای خاص هم فقط برای آنکه بتوانند نظرات خود را در مجلس جامه عمل بپوشانند اقدام به این کار می کردند. بحث دولت و غیردولت نبود.
مثلاً لایحه خدمات کشوری هم لایحه ای بود که اصل هشتادوپنجمی شد این لایحه قرار بود اصلاح نظام پرداخت را هماهنگ کند. در ارائه این لایحه یکسری کارهای شتاب زده ای تحت فشار مجلس هفتم انجام شده بود و دولت وقت برای اینکه از این فشار خلاصی پیدا کند لایحه ای را به قول خودشان پرت کردند به زمین مجلس. بعد دولت جدید آمد اول از این لایحه حمایت کرد اما در ادامه به خاطر موانعی که وجود داشت خواستار بازپس گیری آن شد. اما سردمداران مجلس هفتم که مدعی بودند با شعارهای مرتبط با همین لایحه بر سر کار آمده اند و باید حتماً آن را به تصویب برسانند مانع از بازپس گیری مجلس برای اصلاح شدند.
این درحالی است که همان موقع من گفتم این کلاه گشادی است که سر کارمندان و بازنشستگان می رود با این وجود به دلیل اینکه نظر این نمایندگان تامین شود، لایحه خدمات کشوری اصل هشتاد و پنجمی شد و پشت درهای بسته مورد بررسی قرار گرفت و سرانجام هم بدون آنکه مذاکرات آن به خوبی منعکس شود به تصویب رسید گرچه برخی نظرات اصلاحی ما لحاظ شد.
قرار بود تصویب آیین نامه مجلس هم در مجلس هفتم هشتاد و پنجمی شود که ما به شدت با آن مخالفت کردیم که نباید این کار انجام شود، هیات رئیسه مجلس و تعدادی نماینده یک آیین نامه ای تهیه کرده بودند که نظرات خود را در آن اعمال کرده و می خواستند بدون بررسی در صحن یک ضرب از تصویب نمایندگان بگذرانند ولی می گفتیم که این قانون اساسی مجلس است و نمی شود بدون بررسی، اجزای آن را به تصویب رساند و رای دوسوم کل مجلس را می خواهد. اتفاقاً در منابع حقوق اساسی کشورهای مختلف، آیین نامه مجلس جزء یکی از مبانی حقوق های اساسی است بنابراین با مخالفت فراکسیون ما آیین نامه مدنظر هیات رئیسه هشتاد و پنجمی نشد.
¦فرمودید قانون مالیات بر ارزش افزوده هم هشتاد و پنجمی شده بود با توجه به اینکه اجرای این قانون در حال حاضر در جامعه سروصدای فراوانی را ایجاد کرده لطفاً توضیحی در رابطه با نحوه تصویب آن بفرمایید.
سال 80 آقای خاتمی لایحه قانون مالیات بر ارزش افزوده را به مجلس ارائه کرد که برای بررسی به کمیسیون های مجلس رفت، سال 83 این لایحه به صحن علنی آمد و اوایل سال 84 شور اول آن به تصویب رسید. در سال 85 و در ادامه بررسی شور دوم این لایحه هشتاد و پنجمی شد.
این لایحه به کمیسیون برنامه و بودجه به عنوان کمیسیون فرعی که بنده در آن عضو بودم آمد، کمیسیون اصلی بررسی کننده کمیسیون اقتصادی بود و کارشناسانی که از دولت به کمیسیون برنامه و بودجه می آمدند برای ارائه نظرات دولت پیرامون این لایحه، برخی مسلط بودند و محکم از آن دفاع می کردند اما برخی دیگر تسلط چندانی نداشته و نظرات مغایر ارائه می کردند یعنی همین گرفتاری که اکنون با آن مواجه هستیم وجود داشت یعنی برداشت واحدی درباره قانون مالیات بر ارزش افزوده وجود نداشت ولی همه معتقد بودند زمانی برای بستر سازی نیاز است.بنابراین اگر این لایحه هشتاد و پنج نمی شد و برای بررسی در صحن علنی مطرح می شد و مردم در جریان کامل مذاکرات قرار می گرفتند و کارشناسان نظرات خود را ارائه می کردند شاید یک چنین مشکلاتی که اکنون درخصوص اجرای این قانون مطرح است به وجود نمی آمد. بسیار متاسف می شویم که در نظام جمهوری اسلامی برای نخستین بار بازار تعطیل می کند که این در واقع هم یک اعتراض است و هم یک هشدار.
بنابراین من معتقدم همه مسببان به وجود آمدن شرایطی که منجر به تعطیلی بازار شد باید پاسخگو باشند این کار نباید می شد از آن سو هم نباید برخی با تظاهرات و بستن بازار به دنبال لغو اجرای این قانون می رفتند ضمناً در همین حال اساساً دولت هم نمی توانست جلوی اجرای این قانون را بگیرد و آن را به تعویق بیندازد، مگر اینکه این را به عنوان یک جریان امنیت ملی قلمداد می کردند که پس از آن باید درخواست لغو یا تعویق قانون به شورای عالی امنیت ملی ارجاع و آنجا تصمیم گرفته می شد که قانون به تعویق بیفتد یا نه که در نهایت هم تصمیم نهایی آن باید به تایید مقام معظم رهبری می رسید ولی می بینیم که بدون طی این سیکل قانون مالیات بر ارزش افزوده به تعویق می افتد که خود نمونه بارز زیرپا گذاشتن قانون است.
¦آیا می توان تعویق این قانون را در راستای آزمون و خطای دولت دانست که در طول
5/3 سال گذشته در مواردی چون تغییر ساعت بانک ها و تغییر ساعت رسمی کشور مشاهده کردیم.
اصولاً در قانون هر جا که تبعاتش را نبینیم یا ابعاد کمتری را ببینیم و بستر اجرایی مناسبی فراهم نکنیم مشکلات فراوانی را به وجود می آورد. مثل همین اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده یا طرح نقدی کردن یارانه ها که تنها یک بعدش دیده شده که یک پول را نقدی دست مردم می دهیم و همه این پول را پررنگ می کنند و نشان می دهند اما این را نمی بینند که پشتوانه این پول و آثار آن چیست یا اینکه با 50 هزار تومانی که قبلاً می شد با آن پنج کیلو کالا خرید با اجرای نقدی کردن یارانه ها دیگر نمی شود نصف آن را هم خرید، بنابراین این بعد از طرح نقدی کردن یارانه ها به هیچ وجه دیده نمی شود یا نشان داده نمی شود یا آنها که می بینند آن قسمت را نشان نمی دهند که ان شاءالله این جور نیست.
بنابراین هر قانونی که قرار است به اجرا برسد باید تمام ابعاد آن مورد توجه قرار گیرد.
¦بازگردیم به بحث انتخابات در میان سخنانتان،اشاره داشتید به اینکه باید شرایطی فراهم شود که مردم احساس کنند آرای آنها به حساب می آید، بفرمایید آیا در حال حاضر یک چنین اتفاقی می افتد. در مساله صیانت از آرا و نظارت بر انتخابات آیا شما هم همچون اصلاح طلبان دغدغه هایی دارید.
در مساله نظارت اولاً باید خود کنترلی انجام شود و دستگاه های نظارتی به این فرمایش امام عمل کنند که می فرمایند «عالم محضر خداست و در محضر خدا معصیت نکنید.» هزار ناظر باشد یا نباشد باید خدا را ناظر بدانیم و رای مردم را امانت الهی در نظر بگیریم.
اما اگر بخواهیم نظام نظارتی را فعال کنیم باید حد و مرزی برای آن تعیین کنیم؟ مثلاً برای ثبت نام انتخابات مجلس معیارهایی چون تحصیل، سوابق اجرایی و مدیریتی و با صلاحیت های اخلاقی و عمومی را تصویب کرد که افراد براساس آن بتوانند وارد انتخابات شود، نمی شود که چتر گسترده ای را باز کنیم و بعد بگوییم شورای نگهبان در یکی،دو روز صلاحیت ها را بررسی کند.
بنابراین نخست باید برای نظام نظارتی حد و مرز تعیین کرد و بعد در فرآیند هم باید امکان دخالت های سلیقه ای را گرفت آن هم با سیستم یعنی سیستمی طراحی شود که امکان اعمال سلیقه وجود نداشته باشد.
از سوی دیگر در قانون اساسی نظارت نماینده شورای نگهبان وجود ندارد در حال حاضر شاهد آن هستیم که این نمایندگان در شهرستان ها به بررسی صلاحیت ها و نظارت بر انتخابات می پردازند که در بسیاری از موارد هم دیده شده است افرادی که علایق خاصی محلی دارند یا از صلاحیت کمتری برخوردارند به بررسی صلاحیت کاندیداها می پردازند یعنی شورای نگهبان وظیفه خود را تفویض می کند به معتمدین خود، این در حالی است که قانون اساسی در این مورد تفویض بردار نیست و شورای نگهبان مسوول است. حق و ناحق به پای او نوشته می شود.
همچنین باید امکانی فراهم شود که احزاب و تشکل های شناسنامه دار در زمان انتخابات به برگزاری هرچه بهتر و سالم تر انتخابات کمک کنند و به نوعی آنها این امکان را داشته باشند که در بعد نظارتی فعال شوند این هم باید قانونمند و از طریق خانه احزاب پیگیری شود و خانه احزاب متولی این امر شود که هم کمک می کند به جلوگیری از دخالت گروه های بدون شناسنامه ای که تنها در دوران انتخابات تشکیل می شوند و هم به شفافیت و اعتماد بیشتری می انجامد.
¦تاکید می کنید تنها احزاب و گروه های شناسنامه دار در انتخابات حضور پیدا کنند چرا پس خود شما با عنوان و تابلوی حزبی خودتان در انتخابات اخیر حضور پیدا نکرده اید.
نه این طور نیست. ما سعی کردیم همواره با تابلوی حزبی خودمان وارد انتخابات شویم. در انتخابات اخیر هم با تابلوی خودمان ذیل ائتلاف وارد شدیم. مثلاً در انتخابات شوراها که آقای باهنر تاکید داشت احزاب اصولگرا نباید رسماً وارد انتخابات شوند که این انتخابات وجه سیاسی به خود نگیرد اما ما اعلام کردیم که وارد انتخابات می شویم و تنها حزب اصولگرایی بودیم که با تابلوی خودمان لیست انتخابات ارائه و حتی از جبهه پیروان حمایت کردیم یا مثلاً در انتخابات ریاست جمهوری تنها حزبی بودیم که با تابلوی خودمان از نفر سوم یعنی آقای شمخانی حمایت کردیم برای آنکه اعلام کنیم جامعه حزبی ما تنها مشارکت یا موتلفه نیست در انتخابات مجلس هفتم هم ما با تابلوی خودمان لیست ارائه کردیم و با احزاب مستقل دیگر لیست انتخاباتی ارائه کردیم.
بنابراین در انتخابات مجلس هشتم با وجود آنکه خیلی تلاش کردند مانع شوند ما و برخی احزاب و شخصیت ها جریان مستقلی را به راه انداختیم تحت عنوان ائتلاف فراگیر اصولگرایان، ولی در همین جا و از طریق رسانه شما اعلام می کنیم که ائتلاف فراگیر اصولگرایان متعلق به انتخابات مجلس هشتم بود و به شکل سابق تاریخ مصرف آن به پایان رسیده و دیگر کسی نمی تواند تحت عنوان رئیس و سخنگوی این ائتلاف اعلام موضع کند.اگر دوستان بخواهند برای انتخابات ریاست جمهوری دوباره این گروه را راه بیندازند باید بنشینند و سازوکار جدید و شفاف برای آن تعریف کنند.
¦برای انتخابات ریاست جمهوری چه برنامه ای دارید و با چه هدفی وارد این دوره از انتخابات می شوید.
اعتقادمان به دولت ائتلاف ملی و اسلامی است یا همان دولت وحدتی که آقای ناطق اعلام کردند یعنی دولتی که همه سلایق در آن نقش داشته باشند و براساس جهت گیری های کلی نظام دولتی تشکیل شود که در واقع افراد شایسته با سلایق مختلف حضور داشته باشند. جهت گیری های کلی این کابینه ائتلافی هم باید به سمت وحدت باشد.
نباید اینگونه باشد که وقتی یک حزب و جریان روی کار آمد تا سطح دربان افراد را بیرون می ریزند و افراد جدید جایگزین می کنند و دوباره وقتی جریان دیگری آمد به همین ترتیب عمل می کند، باید نظامی شکل دهیم که ثبات مدیریت در بدنه اجرایی داشته باشد که با رفت و آمدهای سیاسی تغییرات زیادی انجام نشود.
برای اینکه اختلافی در کابینه ائتلاف هم پیش نیاید باید عناصری از دو طرف که جهت گیری های کلی نظام را قبول دارند، اهل افراط و تفریط هم نیستند دعوت شوند.
¦آیا واقعاً شدنی است که در کشور ما کابینه ائتلافی شکل گیرد.
ما وقتی باورمان بشود به سمتش حرکت می کنیم، ولی به نظر می رسد هیچ کس تاکنون باورش نشده که به سمتش حرکت کند. متاسفانه در جامعه ما صفر و صدی هستند یا همه یا هیچ اند ما یاد نگرفتیم که همکاری با رقبای خودمان را اصل قرار دهیم.
¦پس شما می خواهید برای انتخابات ریاست جمهوری زمینه شکل گیری چنین ائتلافی را فراهم کنید.
بله ما طرفدار این کار هستیم که بشود تفکراتی که حاضرند در راستای جهت گیری های کلی نظام فعالیت کنند گردهم آورد.
¦پیش بینی شما برای انتخابات ریاست جمهوری آتی چیست. آیا چنین کاندیدایی قدم به عرصه رقابت خواهد گذاشت. این بعید نیست گرچه تجربه نشان داده است روسای جمهوری که یک دوره رئیس جمهور بوده اند برای بار دوم هم انتخاب می شوند ولی امکان هرگونه حضور
غیر مستقیم و رقیب جدی هم وجود دارد. با توجه به این تجربه شانس آقای احمدی نژاد برای پیروزی در دور دوم را چگونه ارزیابی می کنید.
اگر شانس را ببریم روی مشارکت حداکثری ایشان از شانس کمی برخوردارند یعنی اگر تعداد کسانی که نسبت به دوره های گذشته چه از نظر سلایق و چه از نظر عدد و رقم بیشتر شرکت کنند. این شانس برای رئیس جمهوری فعلی کاهش پیدا می کند.
بنابراین باید ببینیم اصولگرایان و اصلاح طلبان چه برنامه ای برای به وجود آوردن شرایطی که منجر به کشاندن مردم پای صندوق ها می شود، دارند.
¦پس می فرمایید اگر احزاب و گروه های سیاسی بتوانند زمینه ای برای مشارکت حداکثری مردم ایجاد کنند احتمال رای آوردن آقای احمدی نژاد کم می شود.
البته ما پیشگو یا غیبگو نیستیم.
¦ولی به هرحال تحلیلگر هستید.
بله می شود تحلیل کرد و آن این است که من فعلاً فضایی برای کشاندن توده مردم پای صندوق های رای نمی بینیم. شاید برخی دوستان دولت فکر کنند می توانند برگه هایی که نشان می دهند مثل ابراز علاقه و دوستی به آمریکا و... بتواند بعضی از آرای خاموش را به سمت خود بکشاند که من بعید می دانم و همچنین است برخی کارهای مقطعی که بالطبع هیچ تاثیری ندارد. بر این اساس نباید دولت و برخی رقبای دولت به سمتی حرکت کنند که فعالیت هایشان بوی انتخاباتی می دهد و ضد تبلیغ شود.
¦آیا از طرح تحول اقتصادی که دولت به دنبال اجرای آن است بوی انتخاباتی به مشام می رسد.
اگر خوب عمل نشود یک چنین چیزهای می توان از درون آن پیدا کرد.
¦انتخابات ریاست جمهوری اخیر در شرایطی برگزار می شود که دو طیف سیاسی اصولگرایان و اصلاح طلبان تاکید بر حضور با کاندیدای واحد دارند.آیا یک چنین چیزی را در این انتخابات به خصوص برای اصولگرایان امکان پذیر می دانید.
حضور با کاندیدای واحد برای هر دو طرف از نظر منافعشان می تواند خیلی خوب باشد ولی از یک جنبه هم می تواند ضد خودش باشد. ما اعتقادمان بر برآیند است. یکی می خواهد باشد یا دو تا،برآیندش باید این باشد که مردم مشارکت حداکثری داشته باشد و فردی که انتخابات می شود فردا صلحی باشد برای اهداف نظام ولی چه کسی می تواند تضمین کند کاندیداها بپذیرند در راستای کاندیدای واحد از حقوق خود چشم پوشی کنند یا اگر اصولگرایان به کاندیدای غیر از آقای احمدی نژاد رسیدند چه کسی می تواند تضمین کند که آقای احمدی نژاد منصرف شود یا با آمدن آقای خاتمی بقیه منصرف شوند لذا رسیدن به یک کاندیدای واحد یک ایده آرمانی است.
در چنین شرایطی دوستان باید به تعاملات و آرایش فضا توجه کنند.
پیش از رسیدن به یک کاندیدای واحد باید به یک اصول مشترک برسند.ما طرفدار رسیدن به اصول مشترک هستیم نه طرفدار یک مصداق مشترک. پس ما طرفدار اصول مشترک هستیم، طرفدار این هستیم که مشارکت عمومی را در جهت منافع ملی بالا ببریم و طرفدار برآیندیم، یعنی جایگاه و سهم خود را جایی قرار می دهیم که در برآیند موثر باشد.
جستجو
عکس خبری

پر بیننده ترین اخبار
مدیرکل تعزیرات حکومتی تهران:
عضو هیات رئیسه شورای شهر:
طی یک سال گذشته بهای پارچه 20 تا 100 درصد افزایش یافت
طی یک سال گذشته اتفاق افتاد
مسوولان و بازرگانان بررسی کردند
طی یک ماه اخیر ثبت شد
