سرمقاله: «فقر و دموکراسی»، علی مزروعی
رابطه «فقر و دموکراسی» معکوس است و این ظریفه ای است که در کشور ما هنوز به درستی درک و دریافت نشده است. بر پایه تحقیقات انجام شده در کشورهایی که بر پایه رای و نظر مردم و به روش «دموکراسی» اداره می شوند «فقر» رو به کاهش نهاده و روزبه روز اوضاع اقتصادی و اجتماعی شهروندانش بهبود یافته است و دولت های این کشورها در مقابله با بلایای طبیعی همچون قحطی و سیل و ... کارنامه موفق و کارآمدتری نسبت به دولت های غیردموکراتیک از خود نشان داده اند (نمونه اش کشور هندوستان). در ایران نیز اگر قرار به کاهش و رفع «فقر» باشد جز در سایه پایبندی راستین به «دموکراسی» و جلب مشارکت فعال همه شهروندان در اداره امور کشور ممکن نیست. بنابراین «دموکراسی» خواهی راهی است که رهایی از «فقر» در درون آن نهفته است و مسیر توسعه پایدار کشور را نشان می دهد و هر نوع شعار یا وعده و برنامه ای جز این فقط تکرار تجربه ای است که هزینه های سنگین و گرانبار آن کمر جامعه امروز ما را خم کرده و وضعیت اقشار فقیر و متوسط را بدتر از گذشته کرده است.
اعتماد ملی
یادداشت: «آقای احمدی نژاد، من آزاد هستم»، مسیح علی نژاد
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران برای چهارمین بار در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شد و همانند گذشته با افتخار سخن از آزادی در ایران گفت...وقتی رئیس جمهورمان با همین افتخار بی نظیرش می گوید که در ایران زندانی سیاسی نداریم و آزادی بالا تر از تصور دیگران در ایران برقرار است، همانند همیشه من و باقی روزنامه نگاران هیچ به روی خودمان نیاوردیم که عمادالدین باقی و باقی روزنامه نگاران محبوس و محروم از کار، به جز نقد دلسوزانه مسوولا ن هیچ نکردند که سزایشان یا چهار دیوار و یک سقف به مفهوم واقعی زندان شد و یا حبس در خانه و توقیف رسانه و توقف چاپ کتاب و آثار شان در وزارت فرهنگ ارشاد تحت نظارت همین دولت نیز نوع دیگری از زندان شد برای کسانی که در آثار و کار خویش جز نقد و نظر چیزی ننوشتند. قطعا از تجاوز به حقوق دیگری اگر در این آثار بایگانی شده در وزارت فرهنگ و ارشاد خبری بود، بی شک آنان نیز همانند خود آقای رئیس جمهور، سزا و جزای قانونی را حق خود می دانستند اما سال ها است که نه به دانشجویان، نه به زنان و نه به نویسندگان و روشنفکران دینی و فرهنگی که هنوز در زندان حقیقی و مجازی محبوس مانده اند کسی توضیح نمی دهد که آیا نوشتن و دگراندیش بودن و انتشار چند مقاله و کتاب و ایراد یک سخنرانی و یا نشستن بر زمین دانشگاه و حضور در مقابل دادگاه و گاه اعتراض به برخی قوانین تبعیض آمیز، در قاموس تصمیم گیران، تجاوز به حقوق دیگری محسوب می شود؟ در حال حاضر کسانی به همین جرم پرونده مفتوح و قطور در دادگاه ها دارند و برخی دیگر گوشه زندان نشسته و در انتظار مرخصی به سر می برند و باقی نیز دانشجویانی هستند که از ادامه تحصیل محروم مانده اند و زنانی که هر روز برای پرونده های مکرر خویش محکوم می شوند و در نهایت با درایت رئیس قوه قضاییه برخی احکام معلق می ماند. ... چگونه ممکن است آزادی مطلقی که رئیس جمهور ایران فخرش را در ایالا ت متحده فروخته است مشمول حال اهالی فرهنگ و اندیشه این کشور نشود؟ روزنامه ها که توقیف می شوند، سایت ها و وبلا گ های شخصی روزنامه نگاران نیز یکی پس از دیگری مشمول فیلترینگ می شود و به هزار شکوه نامه نیز پاسخ داده نمی شود. آیا جماعت خبر و نظر با ادوات کلمه و عکس و در نهایت اندیشه، به حقوق کسانی تجاوز کرده اند و از دیوار کسی بالا رفته اند که مجازات برایشان در نظر گرفته می شود؟ به هر تقدیر فخرفروشی رئیس جمهور ایران در مقر سازمان ملل تکرار می شود و سکوت ما در برابر این افتخار نیز.
اعتماد
بخشنامه های انتخاباتی برای دانشگاه ها
گفته می شود برخی روسای دانشگاه های کشور با صدور بخشنامه های جدیدی خطاب به روسای دانشکده ها خواستار کنترل بیشتر فعالیت های سیاسی دانشجویان به خصوص با موضوع انتخابات شده اند. در این راستا قرار است صدور مجوز سخنرانی ها و کنفرانس هایی که از سوی دانشجویان درباره انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد با سخت گیری بیشتری انجام شود. هنوز از دلایل صدور چنین دستورالعملی اطلاعی در دست نیست چراکه تا پیش از این دانشگاه ها یکی از مراکز اصلی مباحث انتخابات به شمار می آمدند.
